samedi, mai 01, 2010

نقل قول

اول ماه مه است و روز کارگر. چند وقت پیش دوستی در گودر متن زیر را به اشتراک گذاشته بود. دیدم بد نیست حالا که هی کارگر کارگر می شنویم از در و دیوار، این متن کوتاه را اینجا بگذارم. امیدوارم "خیلی" خلاف رای نویسنده نباشد انتشارش در اینجا . یک کم اشکال ندارد!


آقای صادق اشغالگر! بی زحمت این را هم یک جایی بتپان لای آمارت. نتیجه آگهی استخدام روزنامه است برای کارخانه ای 40 کیلومتر دور از یک شهر جهت استخدام کارگر ساده. محض اطلاع از ساعت ده گفتم جواب تلفن ها را ندهند تا بیشتر خجالت نکشیم
45 نفر در فاصله چهارساعت خودشان را رساندند برای استخدام 3 نفر کارگر ساده باربری و بسته بندی. این قسمتی از سوابق شغلی چند نفرشان است
- راننده ماشین سنگین 12 سال سابقه
- جوشکار مخازن 8 سال
- منبت کار 12 سال
- سرکارگر و سر شیفت 3 نفر میانگین 15 سال سابقه
- کارگر فنی متخصص دستگاههای مختلف 5 نفر
-حسابدار 5 سال سابقه
- کارگر اخراجی تسویه شده در پایان سال 15 نفر
- مراجعه با زن و بچه 6 نفر
- گریه و التماس زن برای استخدام شوهر یک دنیا درد...
بقیه را که نمی گویم از خجالت آن یکی است که گفت زن و بچه ام گناه نکرده اند که من کار بهتر هم بلدم. آقای صادق دولت مند! با هسته هایت سری به کارخانه های ما هم بزن. این بنده های خدا هر چه من می گویم نمی فهمند که حاصل عمرشان و تجربه شان باربری و کارگر ساده شدن نیست. خیال می کنند صنعت خودشان تعطیل شده. خیال می کنند زندگی سخت است. خیال می کنند کار نیست و زن و بچه خرج دارند. انگار این سی چهل نفر جا مانده اند از صدقه سری های ملوکانه . حسابشان را برس تا ریشه فقر برکنده شود. این زبان بسته ها خیال می کنند فقر و بی کاری به هم ربط دارند.



البته الان که دوباره خواندم دیدم یک کمی خلاف فرمایشات "آقا" است که سفارش اکید کرده اند مواظب باشیم این "مسائل کارگری"! به اهرم فشار بر ضد دولت تبدیل نشود. "آقا" حساسیت دارند. قلب شان به درد می آید. نه از این "مسائل کارگری"، نه! گور پدر مسائل کارگری. بالاخره خداوند یک عده را نگون بخت آفریده دیگر، چه می شود کرد؟ آفرینش است...به فشار و اهرم و انتقاد از دولت حساسیت دارند! ....

و البته خداوند یک عده ای را هم پفیوز آفریده. چه می شود کرد؟ آفرینش است!

2 نکته:

آورا a dit…

کاش حداقل در روز کارگر یک کم حواسمان، حواسشان به این قشر باشد

گوان a dit…

اخوی امروز تلفنی با یه بنده خدایی حرف می زدم، تنها بود و گرفتار داخل ایران. موندم چی بگم این جمله شما رو با یه کم تغییر گفتم که بالاخره خدا پفیوز هم آفریده. کلی خندید. گفتم بگم که شما هم از اجرش بی نصیب نمونی.

Enregistrer un commentaire

لطفاً درباره‌ی یادداشت بنویسید. برای موضوعات نامربوط (!)، از فرم تماس استفاده کنید (ابتدای ستون سمت راست وبلاگ). نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد