dimanche, juin 28, 2009

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب درباره اعتراف‌ها

حالا قبل از بیانیه کمی اخبار امروز را بخوانید بعد به بیانیه هم می رسیم


بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

حدود دو هفته از مصادره آرای ملت و بلاموضوع شدن انتخابات در کشور که با واکنش گسترده مردم روبرو شد، می گذرد. در طول این مدت کودتا گران با اعمال تبلیغات استالینیستی همه جانبه کوشیده اند اذهان جامعه را از مسئله اصلی یعنی کودتا علیه مردمسالاری منحرف ساخته، موضوع را به اعتشاشات خیابانی و تخریب اموال عمومی از سوی اجانب تقلیل دهند. اما امروز با کاهش اعتراضات مردمی به تدریج شاهد تغییر تدریجی جهت حملات تبلیغاتی سازمانیافته از اهداف موهومی نظیر تروریست ها و عوامل بیگانه و ... به سوی احزاب و تشکل های سیاسی مخالف اقتدارگرایان و آشکار شدن دم خروس از زیر ردای گوبلزهای وطنی آشکار هستیم.

در پوشش تبلیغات فریب سهمگینی که کشور نظیر آن را به خاطر ندارد، شدت عمل علیه احزاب وتشکل های سیاسی منتقد با ورود غیر قانونی و بدون حکم قضایی به دفتر مرکزی حزب مشارکت و ضبط کامپیوترها و دفاتر و اسناد و پلمب غیر قانونی دفتر مرکزی حزب آغاز شد و با دستگیری گسترده اعضای احزاب اصلاح طلب و منتقد ادامه یافت. در روزهای اخیر به رغم کاهش چشمگیر اعتراض های مردمی درخیابان ها روند برخورد با احزاب روز به روز شدت بیشتری می یابد. از جمله در روزهای اخیر دفتر انجمن مدرسین دانشگاه ها توسط مأموران نظامی اشغال و بیش از هفتاد تن از اساتید مرد و زن عضو این تشکل سیاسی قانونی به جرم ملاقات عمومی با آقای میرحسین موسوی دستگیر و با توهین و اهانت و زدن دستبند به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا امروز چهارتن از ایشان همچنان در بازداشت غیر قانونی به سر می برند.

به عنوان جدید ترین و نه آخرین نمونه، روز گذشته آقای امیر حسین مهدوی روزنامه نگار و جوان ترین عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در کنگره اخیر سازمان به عنوان نماد جوان گرایی به عضویت شورای مرکزی درآمده است، پس از آن که مدتی در بازداشت به سر برده بود، تحت الحفظ مأموران امنیتی به خبرگزاری ایسنا هدایت شد تا در حضور خبرنگاران خبرگزاری های مختلف ، طی مصاحبه ای به تکرار محتوای مقالات کیهان و تحلیل های سست و سخیفی بپردازد که مردم ما هر ساعت از صدا و سیمای اقتدارگرایان می شنوند. این روزنامه نگار خوشفکر و عضو جوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که حضوری فعال در ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی داشت و روزنامه اندیشه سبز در ستاد موسوی زیر نظر او منتشر می شد، در دوران بازداشت با هدایت و راهنمایی بازجویان تواب ساز ناگهان به این نتیجه رسیده است که در ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی فعالیتی غیر قانونی داشته، میر حسین موسوی قانون شکن است و از آغاز هم معلوم بود که رأی نمی آورد و احزاب و تشکل های سیاسی اصلاح طلب از جمله سازمان متبوعش همسو با بیگانگان هستند و نظام باید با آنها برخورد کند!!!

ماهیت این گونه اعترافات که با اعمال فشار بر حلقه های ضعیف صورت می گیرد، چنان روشن است که نیازی به توضیح ندارد. ما پیش از این هشدار داده بودیم که درادامه دستگیری های گسترده باید منتظر تکرار نمایش سناریوی رسوا و نخ نما شده اعتراف و تواب سازی و برگزاری شوهای تلویزیونی باشیم. اکنون نیز تأکید می کنیم با توجه به وسعت دستگیری ها در آینده شوهای مشابه بیشتری علیه سایر احزاب و تشکل های سیاسی شاهد خواهیم بود.

جالب این است در حالی که مصاحبه منافقی که ادعا شده در جریان اعتراضات خیابانی دستگیر شده است از سیمای جمهوری اسلامی ایران با چهره شطرنجی شده وی پخش می شود، یک روزنامه نگار ساده و عضو یک سازمان قانونی در برابر دوربین های خبری قرار داده میشود تا با اسم و رسم، احزاب قانونی و شناخته شده کشور و نماینده ای را که به اعتراف آقایان دستکم بیش از 14 میلیون نفر طرفدار دارد، متهم به اتهامات مجرمانه ای کند که در هیچ محکمه صالحه ای به اثبات نرسیده است. این صحنه عبرت انگیز و نمادین نشان می دهد اقتدارگرایان حاکم ظاهراً خود را به رعایت آبرو و حقوق قانونی منافقین ملتزم تر می بینند تا احزاب رسمی کشور.

سئوال این جاست که چگونه و چرا جهت صحنه سازی ها و نمایش های مهوع سیستم تبلیغاتی اقتدارگرایان از وابسته خواندن مردم معترض به بیگانگان به سوی تبلیغات علیه احزاب و تشکل های سیاسی چرخیده و با سامان دادن اتهامات زشت و رسوا علیه احزاب زمینه های برخورد با آن ها فراهم می شود؟

اقتدارگرایان خود بهتر از هر کسی می دانند نسبت دادن اعتراضات قانونی مردم به بیگانگان یک دروغ و تحریف بزرگ است، این همه غوغای تبلیغاتی عوامفریبانه برای آن است که خاک در چشم حقیقت بپاشند و مردم را از درک آنچه در حال وقوع است منحرف سازند. آنچه در حال رخ دادن است تکمیل پروژه کودتایی است که از انتخابات مجلس هفتم در شش سال پیش آغاز شد. هدف اقتدارگرایان حاکم از این پروژه تبدیل نظام جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است. طی این مدت آنان توانستند انتخابات مجلس را بلاموضوع کنند. چنان که دیدیم انتخابات مجلس هشتم با فضاحتی به مراتب رسواتر از انتخابات مجلس هفتم برگزارشد.

انتخابات ریاست جمهوری دهم در واقع نقطه اوج تقابل نیروهای سیاسی و اجتماعی مدافع جمهوری نظام با اقتدارگرایان خواهان استحاله جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی بود. خطر از دست رفتن جمهوریت نظام و استحاله نظام همان چیزی بود که میر حسین موسوی را مانند بسیاری از فعالان سیاسی نسبت به سرنوشت کشور نگران و در نتیجه مصمم به حضور در رقابت های انتخاباتی کرد. اکنون این تقابل می رود تا با مصادره آراء ملت، عملاً به بسته شدن پرونده انتخابات به عنوان مهمترین شروط مردمسالاری ختم شود. اکنون پس از محو استقلال مجلس و بلاموضوع شدن رأی مردم در انتخاب رئیس جمهور و هیئت دولت و نیز اعمال سانسور علنی و پایمال شدن آزادی قلم و مطبوعات، نوبت به احزاب و تشکل های سیاسی به عنوان آخرین نهاد تضمین کننده مردمسالاری در ایران رسیده است. تسویه حساب با فعالان سیاسی و حزبی و محکوم کردن آنان به حبس های طولانی مدت و تعطیلی احزاب مستقل و منتقد که آخرین شاخص مردمسالاری بازمانده در ایران هستند، در واقع تکمیل آخرین حلقه کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی و شکل گیری حکومت اسلامی مطلقه فردی به شمار می رود. پیش در آمد و زمینه ساز تکمیل این آخرین سکانس سناریوی کودتا اعتراف گیری های سازمانیافته از دستگیرشدگان تحت فشار روحی و جسمی علیه احزاب و تشکل های سیاسی است.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن اعمال فشارهای جسمی و روحی علیه دستگیر شدگان، به منظور اعتراف گیری و نمایش شوهای مضحک و تکراری اعتراف و توبه، نسبت به طرح سازمانیافته برخورد با احزاب و تشکل های سیاسی هشدار می دهد و خواهان آزادی هر چه سریعتر دستگیر شدگان است. طراحان و مجریان این سناریوی رسوا باید بدانند که محو جمهوریت و حاکم ساختن استبداد بر جامعه آگاه ایران، رؤیایی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. اقتدار گرایان با این گونه اقدامات عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. سازمان همچنین نگرانی عمیق خود را از شرایط نگهداری وضعیت جسمانی دانشجویان، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و حزبی بازداشت شده اعلام می دارد و محرومیت آنان از بدیهی ترین حقوق قانونی از جمله حق داشتن وکیل را نقض آشکار قانون می داند.

امروز سئوال مردم ما این است آیا قوه قضائیه کشور و ریاست آن از این حد از استقلال و آزادی عمل برخوردار هستند که هیئت بی طرفی را مأمور بازدید از زندانها، رسیدگی به وضعیت صدها دانشجو، روزنامه نگار و فعال سیاسی دربند کنند و حد اقل امکان دسترسی ایشان را به وکیل فراهم کنند تا دستکم بتوانند به دستگیری غیر قانونی خود اعتراض کنند؟ آیا کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به جای ملاقات های تبلیغاتی با این و آن از این حد از قدرت برخوردار است که بتواند با بازدید از زندانها و محل نگهداری دستگیر شدگان، امنیت جانی و حقوقی صدها زندانی سیاسی را تضمین کند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۷ تیر ۱۳۸۸

samedi, juin 27, 2009

فردا یکشنبه همه با هم در مسجد قبا همراه با موسوی

یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا(خیابان شریعتی، بالاتر از حسینیه ارشاد، کوچه قبا) برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم "بازگشت به میزان" است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید. (ساعت اجرای مراسم 6 تا 8 بعد از ظهر)

به نقل از فیس بوک موسوی
(خبر کاملاً معتبر است)


این را هم بخوانید (تا من بگردم ببینم کار کیست):
نزن سردار! نزن!

نزن سردار! نزن! نگذار بزنند! شما حافظ هر چه هستی کنارش باید حافظ جان ملت باشی. حافظ اقتدار مملکت. این اقتدار است سردار؟ این همه آدم بمیرد و هیچ کس جرات نکند بگوید آن که مرده که بوده و آن که زده؟ وسط پایتخت یکی تیر بزند و یکی تیر بخورد و نشود حتی اسمشان را به مردم بگویی؟ آنها که زدند می دانی که مردم نبودند. آنها که مردند ولی مردم بودند سردار. همان مردمی که روز دوشنبه همین راه را رفتند . چند بار دیده بودیم این همه آدم بدون ایاب و ذهاب، بدون دعوت و تبلیغ رسانه، بدون حتی یک بلندگو برای هماهنگی خودشان آرام فقط راه بروند در سکوت. مواظب باشند شیشه ای نشکند، دلی نشکند، حرمتی نشکند. سردار فرق نیامدن و آمدن شما قرار نیست آرامش آن روز و به خون نشستن این روز باشد.
این ها که زدند منافقین بودند سردار؟ منافقین این همه قدر قدرت شده که وسط شهر هفت تیر بکشد و بزند میان این همه نیرو و کسی به گردشان هم نرسد؟ سردار این حرف معنی بدی دارد برای همه ما. آن روز دوشنبه ما نگذاشتیم منافقینی دست به هفت تیر شود. همان روز که شما جلو نیامدید. شما چرا آن روز که آمدی حریف منافقین نشدی؟ شما میدانی سردار تهران جمعیت زیاد به خودش دیده. تظاهرات زیاد دیده و شلوغی. این تهران که به هم میریزد بعد بازی قرمز و آبی فقط مهمان 100 هزار نفر است که شیشه می شکند و اتوبوس خراب می شود و شلوغی می شود. کسی هم نمی گوید منافقین و اراذل و اوباش. آن روز دو شنبه جمعیت چند برابر استادیوم بود که خیابان از روز عادی هم ساکت تر بود؟ ما روز دوشنبه مواظب بسیج و پلیس و بانک بودیم سردار. شما چرا شنبه مواظب مردم نبودید؟
مردم سوال کرده اند سردار. جواب سوال حرف است نه سیلی. نه گلوله. دنیا ما را به این بشناسد که وسط شهرمان دختر جوان گلوله بخورد و بمیرد و پلیس فقط قرار باشد ثابت کند که او نبوده که زده؟ چند نفر اراذل مسلح داریم مگر؟ مگر اراذل را سال پیش آفتابه به گردن تا نفر آخر شناسایی نکرده بودند؟ پایتخت یک قدرت منطقه ای این است؟ ما این مردمیم؟ ما این مردم بودیم؟ سردار شما سرداری و حتما دیروز و امروز سردار نشده ای. ما اوباشیم. قبول. بگو ناموس هم رزمانت کو؟ زن باکری؟ زن همت؟ زن رجایی؟ چه خبر است سردار؟ این تذهبون؟ فکر کن اگر فردایی باشد و بشنوی این مردم خواب ندیده بودند. فکر کن به روز جواب سردار.
شما باور کرده ای حرف آقای احمدی نژاد را که تمام شده حمله و توطئه خارجی؟ که کسی دیگر به خیال حمله به ما نیست؟ باور می کنی سردار؟ فردا که زبانم لال دوباره به خاکمان ریختند، حواست هست همین جوان که سینه اش را نشانه رفته اند باید پشت سرت بایستد برای دفاع؟ به نظرت می ایستد سردار؟ از چه دفاع کند؟ امنیت بود اسمش؟ من یادم هست سردار، صدام هم که موشک می فرستاد قبلش آژیر قرمز می کشیدند. کسی برای آن دختر آژیر قرمز کشید قبل از زدن؟ از صدام وحشی تر هم داریم مگر سردار؟
این مردم آمده اند برای حقی که خیال می کنند دارند. آدم برای حق خودش خانه خودش را آتش نمی زند سردار. شهر خودش را نمی سوزاند. این جماعت را می شود زد و کشت و فرستاد به خانه شان. اما کینه درخت هرز و بد ریشه ایست سردار. بیا کینه نکاریم. بیا تا نکاشته ایم نکاریم. که اگر کاشتی کندنش شاید کار خودت نباشد. فکر کن سردار. به این عاشورا که علمی بلند می کنی و عکس جوان آشنایی رویش چسبیده فکر کن. سردار فکر می کردی روزی در تهران اگر کسی الله اکبر و یاحسین بگوید، دوباره سینه اش نشانه شود بعد سی سال؟ چقدر جنگیده بودی که این نشود سردار؟ باور می کنی این الله اکبر از ته دل نیست و بهانه است؟ باور می کنی سردار؟
من نه خودم حزب اللهیم نه کس و کارم. اما از آن طرف هم نه عضو دار و دسته ایم نه نوکر غرب و شرق. اگر بودم رای نمی دادم سردار. من رای داده ام که آمده ام دنبال جواب سوالم. بار اول نیست که رای می دهم سردار. اما من هر چه هستم به احمدی نژاد رای نداده ام. می پرسم چرا اول نگفته اند شهر من چند رای داشته بعد برنده را اعلام کنند؟ چرا رای گیری تمام نشده نتیجه می گویند؟ چرا هر جا ایشان رای آورده بالای صد در صد شرکت کننده داشته؟ این ها جوابش گلوله است؟ من پرچمم را که می بینم بغض می کنم سردار. خون ناحق که می بینم خونم به جوش می آید سردار. میلیون میلیون مردمم را که اراذل و اوباش و خس و خاشاک می خوانند از کوره در می روم. سردار این که ما پشتش ایستاده ایم نخست وزیر خمینی است نه سفیر کبیر انگلیس. نخست وزیر جنگ است. میبینی کله شقی اش را که. چند نفر منافق و اجنبی گرفته اید این مدت؟ ما خودمان را یکی نکردیم با اجنبی. شما هم نکن. باتوم بزن! متفرق کن! دسگیر کن! اما تیر نزن سردار! خون دامنگیر نریز! آخرش این است که ما اشتباه می کنیم دیگر؟ دیوار بین خودت و ما نکش و نزن! می زنی هم حدیث بخوان و بزن!
از محمد بخوان سردار: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم


پی نوشت:
خوب معلوم شد کار کیه، کار فیس بوکه! حالا که اینطور شد این یکی را هم که همان جا یافتم بخوانید. خدا برکت بدهد به کسب و کار صاحب این فیس بوک. یعنی یه خورده بیشتر از این چند میلیاردی که تا حال داده.

نامه تازه ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان (۶ تیر)


بسمه تعالي
شوراي محترم نگهبان

سلام عليكم. بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرايي و امور انتخابات آن شورا، همانگونه كه در دو نامه قبلي اعلام گرديد گسترة تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و موارد نقض قوانين از سوي دولت و وزارت كشور كه بخشي از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئيس سازمان بازرسي كل كشور مستند و وارد تشخيص داده شده به حدي است كه منحصر كردن رسيدگي به شكايات مربوط به تخلفات انتخاباتي به بازشماري ده درصد صندوق هاي رأي نمي تواند به جلب اعتماد و اطمينان مردم كمك كند و افكار عمومي را در خصوص نتايج اعلام شده اقناع نمايد.

بر اساس آنچه كه قبلاً به آگاهي آن شورا رسيد حجم تخلفات و اقدامات مغاير قانون در چهار بخش:

الف. فعاليتها، تبليغات انتخاباتي و اقدامات تا پيش از روز رأي گيري

ب. عمليات اخذ رأي و شمارش آرا

ج. جمع بندي و اعلام نتايج آرا

د. اقدامات پس از رأي گيري و اعلام نتايج آرا

به گونه اي است كه چاره اي جز ابطال انتخابات و برگزاري مجدد آن باقي نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخي از اهم عناوين تخلفات و اقدامات مغاير قانون اشاره مي شود كه از مصاديق "تأثير در نتيجه كلي انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات رياست جمهوري است و ابطال اين انتخابات را اجتناب ناپذير مي سازد (تفصيل هر يك از اين عناوين به پيوست ارسال مي شود):

نقض صريح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسيع از امكانات دولتي و منابع عمومي و مداخله آشكار تعدادي از اعضاي دولت، مديران ارشد و استانداران و مديران اجرايي به نفع نامزد حاكم.
عدم رعايت بي طرفي از جانب صدا و سيما و ايراد اتهامات اثبات نشده كه بخشي از آنها از سوي دادستان كل كشور عمل مجرمانه تلقي شده است و نيز تبليغ گسترده و جانبدارانه رسانه هاي متعلق به دولت ( ايرنا، روزنامه هاي دولتي و سايتهاي خبري ) به نفع نامزد حاكم.
وقوع گسترده جرايم موضوع ماده 33 قانون انتخابات رياست جمهوري در زمينه هاي زير كه مخالف نص صريح بندهاي ماده مذكور اند:
خريد رأي از طريق توزيع سود سهام عدالت و پرداختهاي نقدي به خانواده هاي تحت پوشش نهادهاي حمايتي و روستائيان و عشاير و نظاير آن.
تهديد و تطميع در امر انتخابات از طريق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضاي شوراهاي اسلامي و افراد ذي نفوذ و ...
عدم اطمينان از خالي بودن صندوقها قبل از لاك و مهر و نيز گم شدن يا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأي با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهاي واصله.

عدم اخذ رأي از بخش قابل توجهي از واجدين شرايط با محدود كردن زمان اخذ رأي و تخلفات متعدد در روز رأي گيري از قبيل مديريت تعرفه ها و ايجاد كمبود تعرفه در شعب اخذ رأي.

تقلب در رأي گيري كه عليرغم چاپ بيش از 12 ميليون تعرفه اضافي و نيز چاپ حدود 2.5 ميليون ( و به قولي بيشتر ) تعرفه جديد بدون شماره سريال با مجوز يكي از اعضاي شوراي نگهبان در روز قبل از رأي گيري، كمبود تعرفه در حوزه هاي اخذ رأي را شاهد بوديم و بدون ترديد با كنترل ته برگ هاي تعرفه ها با بانك اطلاعات ثبت احوال حجم عظيم آن قابل اثبات است و نيز تخلفات شمارش و تجميع آرا.

توصيه به رأي دادن به نامزد مشخص توسط اعضاي شعبه و ناظران و اساساً شكل گيري بخش قابل توجهي از شعب اخذ رأي و ناظران شوراي نگهبان از ميان هواداران نامزد حاكم.

ايجاد رعب و وحشت براي رأي دهندگان و هواداران آنها در يك هفته منتهي به روز اخذ رأي و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانوني تبليغاتي در مناطق مختلف كشور.

ايجاد محدوديت هاي متعدد براي نمايندگان ناظر ستادهاي نامزدها براي حضور در جلسات هيأت هاي اجرايي، مراكز شمارش و تجميع آرا و بخش قابل توجهي از شعب اخذ رأي.

قطع سرويس پيام كوتاه در روز رأي گيري به عنوان ابزار پيش بيني شده براي نظارت بر شعب اخذ رأي و انعكاس تخلفات از سوي ناظرين ستادهاي اينجانب جهت پيگيري قانوني و قطع تلفنهاي همراه و ثابت كميته صيانت از آرا در زمان تجميع و اعلام نتايج.

طراحي ساز و كاري غير قابل نظارت و مغاير قانون براي تجميع آراي شمارش شده و اعلام نتايج آرا به صورت مهندسي شده ( آن هم در حالي كه قبل از شروع اعلام نتايج از سوي ستاد انتخابات وزارت كشور، نتايج انتخابات در سايتهاي وابسته به دولت، سپاه و روزنامه كيهان درج شده بود )

مداخله گسترده و غيرقانوني بخش هايي از نيروهاي مسلح قبل و حين انتخابات كه خلاف نص صريح نظر حضرت امام (ره) مي باشد.

وجود بيش از 170 حوزه اخذ رأي با ميزان آراي مأخوذه بين 95 تا 140 درصد.

حمله به ستادهاي انتخاباتي در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مركزي اينجانب و دستگيري رئيس و اعضاي فعال آن كه موجب اخلال در گردآوري كامل اسناد و مدارك تخلفات انتخاباتي گرديد.

كه همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ريزي شده و سازمان يافته جدي در امر برگزاري انتخابات است. از آنجا كه بنابر اعلام شوراي نگهبان بخشي از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم رياست جمهوري بيرون از دايره صلاحيت بررسي آن شورا است و نيز بخش هايي از اعتراضات قانوني علاوه بر شخص وزير كشور و عوامل و مجريان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملكرد تعدادي از اعضاي خود شوراي نگهبان و تخطي آنها از ضوابط قانوني و نقض بيطرفي است، رسيدن به يك داوري منصفانه در اين مورد اساساً نمي تواند در حيطه شوراي نگهبان و به طريق اولي در حيطه هيأتي باشد كه منتخب اين شوراست، گذشته از اينكه برخي از افراد اين هيآت در اين انتخابات موضع بيطرف نداشته اند و نسبت به نتايج آن پيش از بررسي، اعلام موضع كرده اند كه اين مسأله به رفع ابهامات و اقناع افكار عمومي كمك نمي كند.

لذا اينجانب ضمن تأكيد مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترين راه برون رفت از معضل ايجاد شده و بازسازي اعتماد عمومي و صرفاً براي اينكه راهي نيز جهت رسيدگي از طريق يك هيأت حكميت ملي گشوده بماند و اعتراض قانوني مردم در مرجعي مورد رسيدگي قرار گيرد كه بتواند مورد اجماع ملي و وفاق عمومي بوده و رأي آن مورد قبول عموم رأي دهندگان و مايه اطمينان خاطر مردم باشد، پيشنهاد مي كنم كه موضوع به حكميتي شرعي و قانوني و مستقل كه مورد اتفاق نامزدها و حمايت آن دسته از حضرات آيات و مراجع عظام تقليد كه حل و فصل موضوع را پيگيري نموده اند، باشد ارجاع داده شود.

ميرحسين موسوي



مطلب مرتبط : بررسی انتخابات به حکمیتی مستقل واگذار شود
منبع تصویر: اکانت آشنایی در فیس بوک

vendredi, juin 26, 2009

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.


پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

jeudi, juin 25, 2009

بیانیه شماره 8 میرحسین موسوی

بسمه تعالي


مردم هوشيار و شريف ايران
طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.


واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.


همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.

من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريبگريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرفنظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.


باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.
دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.


برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي
چهارم خرداد 1388

mercredi, juin 24, 2009

اخبار، بیانیه،....

بیانیه‌ی کمیته صیانت از آراءِ موسوی - دوم نیرماه

بيانيه عبدالله نوري - دوشنبه شب

این چهارده میلیون نفر

نامه سرگشاده کروبی

lundi, juin 22, 2009

بیا عاشقی کن دوباره....


خرامان خرامان به خون در نشستی
در آیینه ی دل چو نوری شکستی
چو کبکی پریدی تو ای مرغ عاشق
ز چشم و دهانت برون زد شقایق

علی آقای نازنین را که خاطرتان هست؟ تصنیفی در رسای ندا ساخته که شنیدنی ست. ممنون از آن دوستی که در فیس بوک به اشتراک گذاشت

اینجا گوش کنید

(اگر لینک کار نمی کند آدرس زیر را در آدرس بار مرورگرتان کپی کنید)
http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/archives/2009/06/post_174.html




پیچ قضیه بالاتر از این حرفهاست!

دویچه وله: همین که شورای نگهبان قبول کرده است که تا الان سه میلیون تخلف انتخاباتی صورت گرفته، آیا همین نمی‌تواند دستاویزی بشود برای فشار بیشتر برای ابطال انتخابات؟

عبدی: دیگر احتیاج به فشار بیشتر نیست. آنها باید خودشان عقل‌شان برسد و انتخابات را ابطال کنند. این‌که دیگر کاری ندارد. چیز پیچیده‌ای نیست. حالا که دارند خودشان اقرار هم می‌کنند. سه میلیون رای جابجا شده، یکی دوتا نیست. کسی که سه میلیون می‌ریزد، سی میلیون هم می‌تواند بریزد، مشکل ندارد. اصلا باید اول یقه‌ی اینها را گرفت. همین‌هایی که سه میلیون رأی ریختند، همین‌ها را محاکمه کنند، تا من به شما نشان بدهم بیست میلیون بقیه‌اش از کجا جابجا شده است.



دویچه وله: منظور این است که آیا راهکاری وجود دارد از نظر قانونی و در چارچوب قانونی، که بگویند حالا که شورای نگهبان خودش اعتراف کرده است که در بعضی صندوقها سه میلیون تخلف بوده، پس کل صندوقها باید یا بازشماری بشود یا ابطال؟

عبدی: شورای نگهبان باید اول علیه خودش اقرار کند که کجا بوده که این سه میلیون رای ریخته شده. شورای نگهبان که خواب نبوده، سر صندوقها بوده! بگوید کجا بوده. اول باید یقه‌ی خودش را گرفت. شورای نگهبان ناظر بعد از انتخابات نیست، ناظران خودشان را استصوابی تعیین می‌کنند، ازهیات اجرایی تا لحظه‌ی آخر در انتخابات هستند. اول باید بگویند اینها کجا بودند؟ آیا بدون اجازه‌ی ناظر شورای نگهبان صندوق پلمب می‌شود؟ تازه مجری‌اش را هم عملا این شورا تعیین کرده است. اصلا پیچ قضیه بالاتر از این حرفهاست. شورای نگهبان باید قبل از این که اصلا به انتخابات بپردازد، خودش را رد صلاحیت بکند.

منبع

در برابر خونهایی که به ناحق به زمین ریخته، مسئولیم!

همیشه تنها راه تغییر را در انتخابات دیده بودیم...زمانی با شرکت کردن و زمانی با شرکت نکردن میخواستیم پیاممان را به دنیا برسانیم...اما امروز در این صندوق را یکبار و برای همیشه تخته کردند...شاگردان مصباح نشستند و شور کردند و گفتند که در مملکت امام زمان رای و رای گیری قرتی بازیست...کشور باید به دست نایب امام زمان اداره شود و نه به خواست مردمی که ممکن است تحت تاثیر جو سازی ها به بیراهه روند...اما آنقدر صراحت و شجاعت نداشتند که این را آشکار اعلام کنند...شاید هم سیاست داشتند...ولی آنطور که دیدیم با یک معجزه الهی! همه ملت را به تخم اسب حضرت عباس حواله دادند و کسی را که نایب بر حق امام زمانشان پسندیده بود از صندوق بیرون اوردند...!به خدا ما مردم نجیبی هستیم...تظاهرات سکوت تنها موضع گیری ما در برابر این حرکت بود...تجمعات میلیونی که حتی یک شیشه هم از کسی نشکست و حتی یک صدا هم علیه کسی از آنهمه آدم بلند نشد...گفتیم شعار ندهیم که قانون شکنی نکرده باشیم...چه تخیلات سوسولیستیکی...! حکومت چه کار کرد...؟ یک روز و دو روز تحمل کرد و روز سوم افتاد به جانمان...با تفنگ...چاقو...باطوم...کابل...گاز اشک اور...هلی کوپتر...کدام جکومت سفاکی تجمع مسالمت امیز مخالفانش را با گلوله جنگی و تیر مستقیم جواب میدهد...؟ زدند و کشتند و زندانی کردند و بعد در رسانه ی مزدورشان اعلام کردند که با عده ای آشوبگر مقابله کرده اند که قصد تخریب اموال عمومی و یا خلع سلاح نیروهای نطامی را داشته اند...شروع کردند به دروغ بافتن...گفتند که عده ای مسلح در میان جمعیت تیراندازی کرده اند که متاسفانه در تیراندازی متقابل عده ای از هموطنانمان کشته شده اند...!هموطن شما؟؟ هموطنان شما لبنانی ها و فلسطینی ها هستند...شما را چه به ایرانی جماعت...؟ چقدر دروغ...چقدر وقاحت برای دروغگویی...! شیشه های اتومبیل و مغازه های مردم را با باطوم شکستند و بعد در تلویزیون با تفصیل نمایش دادند که کار آشوبگران بوده...شروع کردند به پرونده سازی و سناریو بافی تا انجا که هزینه اعتراض به تقلبشان در انتخابات را به اندازه ی همکاری با گروههای مسلح معاندی مثل منافقین بالا بردند...حالا دیگر دستشان برای کشتن باز است...

"بخشی از نوشته ی شراگیم"
متن کامل

من از تو گله دار م، از تو !

من از تو گله دارم. از تويی که می‌دانم وابسته و تشنه‌ی قدرت و پول نيستی. از تويی که می‌بينی و می‌شنوی و همچنان از ظلم و ريختن خون هم‌نوع و هم‌وطن خود دفاع می‌کنی. از تويی که شغلت نجات دادن انسان‌هاست و برايت جان دادن دختری بی‌گناه که با گلوله‌ی هم‌فکرانت کشته شده، نشانه‌ای از ظلم و ستم نيست، بلکه بی‌قانونی (عدم فرمانبری از رهبر معظم) است.
از تو گله دارم که فکر می‌کنی با مقصر دانستن و تمسخر مخالفان کانديدای مورد علاقه‌ات، صورت مسأله که همان خشونت در برابر مردم (هر چند از ديد تو اقليت) است، پاک خواهد شد. از تو گله دارم که با فحاشی به کانديدايی که از او خوشت نمی‌آيد و او را دغل‌کار و ترسو و کلاش دانستن، وجدانت را از اين خون‌هايی که ريخته شده تبرئه می‌کنی. از تو گله دارم زيرا مردمی که در برابر اين بی‌عدالتی‌ها (از ديد خودشان نه تويی که کشتن انسان‌ها را عین عدالت می‌دانی) خاموش نمانده‌اند و خود را جلوی باتوم و گلوله‌های هم‌فکرانت قرار داده‌اند را منتظر بشکن‌زدن اوباما و سوت‌زدن سارکوزی می‌دانی.
از تو گله دارم که فراموش کرده‌ای آنها که جانشان را برای اين خاک و کشور داده‌اند برای رهبر و رئيس‌جمهور شصت و چند درصدی نبوده، بلکه برای آزادی و آزادگی و امنيتی بوده که هم‌فکرانت با خس و خاشاک دانستن و تهديد مردم و در نهايت تيراندازی به آنها، از بين برده‌اند، نه مردمی که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی اجازه دارند بدون حمل اسلحه تظاهرات کنند و هفته‌ی قبل هم نشان دادند که اگر به آنها حمله نشود، با آرامش اعتراض خود را مطرح می‌کنند.
آری! از تو گله دارم، از تو. از تو که همه‌ی اينها را می‌دانستی و می‌دانی ولی برايت توجيه کانديدای مورد علاقه‌ات از وجدانت باارزش‌تر است.

"بخشی از نوشته ی سعید حاتمی"
متن کامل

dimanche, juin 21, 2009

انقلاب شاه و ملت!

خوب حالا که فضا کمی آرامتر شده و موج احساس تا حدودی فروکش کرده و از شوک وقایع تا حدی درآمده ایم، باید نشست و فکر کرد و عقل‌ها روی هم گذاشت و شیوه‌هایی پیشنهاد کرد برای اینکه این انرژی موجود به هدر نرود. کانالیزه بشود و به بهترین شکلی که در حال حاضر امکان دارد مورد استفاده قرار بگیرد. وگرنه طرف مقابل اگر آدم درست برآورد کند از هر نظر تفوق وحشتناکی دارد.
باید شرایطی به وجود بیاید و اسباب و ادواتی تا هر کس هر چه به نظرش رسید در این جهت، بگوید و جمعی رویش بحث کنند و نتیجه ای حاصل بشود و.... شاید به کار داخل نشین ها بیاید. اگرچه آنها خودشان با تماس مستقیم با وقایع و تنفس در آن فضا احتمالاً تجسم صحیح‌تری از اوضاع دارند اما دور بودن خارج‌نشین‌ها هم گاهی اوقات امتیاز محسوب می شود برای اینکه به قضایا از زاویه‌ای متفاوت نگاه شود.

در این زمینه تا آنجا که من مطلعم در دو نقطه تلاش و کوششی دارد انجام می‌شود (در سطح همین دوستان و آشنایان وبلاگی) که به محض اینکه به نتایج اولیه برسد و احیاناً بنده هم در جریان قرار بگیرم، اینجا اشاره خواهم کرد. طبیعی‌ست که الان هر کس از خودش می‌پرسد چکار باید کرد؟ ادامه تظاهرات؟ چطور چگونه؟ نفع و ضررش چیست؟....اعتصاب! تا چه حد عملی‌ست؟ کجا؟ کی؟ به چه مدت؟ با کدام تشکیلات؟ (می‌بیند اهمیت حرف آنهایی را که همان وقت هم که اوضاع اینگونه بحرانی نیست از سندیکا و تشکل حرف می‌زنند و ما می‌خوانیم و می‌گذریم!)
یا سئوالات اساسی تر که هدف حرکت چیست؟ رهبرش کیست یا کیانند؟ چه در اختیار دارند؟ و قس علیهذا...

یکی از مشکلات ملت معظم آریایی ما (اولیش خودم) این است که یک زمانی با "شکم سیر" به میدان آمده و در خیابان تظاهرات کرده و تازه نخست‌وزیر وقت نازشست هم داده و حقوق‌شان را اضافه کرده و یک شبکه‌ای هم رهبری را به عهده گرفته و به نتیجه رسانده، بعد هم به جای اینکه حکومت، سردمداران و سازماندهندگان را بگیرد بیندازد توی هلفدونی، دسته دسته برابر برنامه تنظیمی زندانی سیاسی (بعضا سازمان‌دهنده بالقوه) از زندان آزاد کرده و تحویل "حرکت" داده. بنابراین این توهم پیدا شده (به خصوص در این سالهای اخیر) که کافیست مردم به خیابان بیایند و "شهید" بدهند تا شاهد موفقیت خودش پرواز کند بیاید تو بغل "انقلابیون"!

خوب حالا با همان روبرو هستیم. یک هسته مخالفت مردمی به وجود آمده که در خیابان حضور دارد و "شهید" هم می‌دهد. خوب حالا چه باید کرد؟ که این هسته برنگردد توی خانه؟ که لطمه نخورد؟ (لااقل خیلی لطمه نخورد) که سازماندهی بشود تا از قدرتش بتواند برای رسیدن به اهدافش استفاده کند؟

اصلاً هدفش چیست؟ ابطال انتخابات؟ یا این که مردم عبور کرده‌اند از این؟ یا عکس العمل نابخردانه حکومت عبورشان داده. هر کدام را که می خواهید. خوب اگر عبور کرده‌اند هدف جدید چیست؟

کار سختی‌ست نه؟ احساسات به جای خود محفوظ. لازم است. بعدش هم همه آدمیم دیگر، گوشت و استخوان، سنگ که نیستیم اما ....این قبیل حرکت‌ها نیاز به آدم‌های "کم احساس" و "باتجربه" و "دارای ایده و صاحب ِ دیده" (هر دو!) دارد که امیدوارم باشند و حضور داشته باشند و... و...و ...

خودمانیم، به من باشد ها، من همان "انقلاب شاه و ملت" محصول 1341 با شرکت اعلیحضرت همایونی را ترجیح می‌دهم! خیلی انقلاب خوب و معقول و مقبولی بود. اعلیحضرت خودشان به شیوه‌ی مرضیه خودشان زحمت همه چیزش را کشیده بودند. می‌ماند بخش تظاهراتش که هر سال ششم بهمن از مدرسه ما را جمع می‌کردند می‌بردند و این قسمتش را ما می‌کردیم! یادش بخیر...


دراین زمینه مطلب مثل همیشه (بیشتر اوقات!)خواندنی امین اینجاست
همچنین نوشته ی پارسا در اینجا
و همین طور بخشی از مطلب پویا در اینجا



این هم آخرین بیانیه موسوی است به تاریخ امروز یکشنبه 31 خرداد:
بيانيه شماره ۶ مهندس ميرحسين موسوي

در دلم پیوسته می‌گرید کسی

نارنج جان، امروز صبح از خواب که پاشدم به نظرم آمد دیشب در یک دنیای دیگری گذشته. دنیایی دور و عجیب. انگار همه را خواب دیده باشم. هندل اینترنت را زدم و صفحه را باز کردم و چشمم خورد به اسمت. خواندم و مرهم شد این حال نزار صبحگاهی را...

هیچ رغبت وبگردی ندارم. هیچ. همین رادیوهای اینجا به اندازه‌ی کافی می‌گویند. به خودم گفته بودم هیچ‌گاه "میرحسین" نخواهم گفت. حد من همان "موسوی" است. من از نسلی دیگر هستم و ....بگذریم، قصه‌اش طولانی‌ست.
اما نه تنها گفتم بلکه "یاشاسین" را هم اضافه کردم! بالاخره یک نفر در طول این سی سال پیدا شد که آنجا که نباید سر خم کرد، سر خم نکرد!
کسل و دل چرکین و دمغم. مثل خیلی‌های دیگر. از آنچه می‌گذرد، از آنچه می‌بینم.
چه ننگی برای خودش خرید آن "آقا"! هنوز باورم نمی‌شود. هنوز نمی‌فهمم دیگر چه می‌خواست که نداشت و برای رسیدن به آن این بساط را علم کرد. چه می‌خواست؟ به این خونریزی می‌ارزید؟ حالا باز پاشو بیا تو نماز جمعه گریه کن، و از جسم ناقص و عقل ناقصت حرف بزن و ژست زاهد و عابد بگیر!
راستی صحبت "ژست" شد، کسی به حمایت از"میرحسین" آمده؟ از کله گنده‌ها؟ کسی حرفی زده؟ یا ترجیح داده‌اند حالا که صحبت بریدن سر است....؟ از میزان کشته‌ها نمی‌پرسم....رادیو از تکرارش خسته نمی‌شود.

نه نمی‌شود. باید برم. برم ببینم چه خبر است....این چند روزه فقط و فقط من باب رله‌ی اخبار برای بازدیدکنندگان داخلی که دسترسی محدود به اینترنت دارند هر چه به نظرم رسید به کار می‌آید و از حداقل اعتبار برخوردار است اینجا کپی کردم. نظرات را هم باز گذاشتم اگرچه مجبور شدم منوط به تاییدش بکنم اما فکر می کنم در حال حاضر نیازی به وجود کامنت دانی نیست. اینجا همیشه یک وبلاگ کم و بیش "محفلی" بوده با شصت هفتاد تا خواننده‌ی مشخص. توش درددل نوشتم بیشتر. به همان دو سه کامنت مانوس ترم تا این بازاری که راه افتاده. الحمدالله برای نوشتن نظر جا کم نیست در اینترنت.
بنده خیلی هنر کنم و اخبار مهم را انعکاس بدهم برای هفت پشتم بس است. همین

امشب این جا جشن موسیقی‌ست. جوان‌ها در خیابان هستند و سروصدا گوش فلک را کر می‌کند. چه تشابهی!


پی‌نوشت: چند مطلب خواندنی را به تدریج اینجا می‌گذارم. سر بزنید.
بلوچ هم پرسیده چه احساسی داشتیم و خواسته نامه ای بنویسیم. چه بگویمت؟ تو خودت پدر هستی. فکر می‌کنم همان بر من گذشت که بر هر پدری. دخترم را دیدم. خود خود دخترم را. دراز کشیده بر کف خیابان. پیکر نحیف و جوانش. غرق در خون. و خود خودم را. عاجز و ناتوان. می‌گوبم: تحمل کن بابا جان. بمان نازنینم. بمان دخترکم. بمان. و حس عمیق و فلج‌کننده‌ی ناتوانی و عجز. که نمی‌توانم نگهش دارم...که خواهد رفت...جلوی چشمان من...زیر دستان من....بلوچ جان می‌نویسم و اشک مجالم نمی‌دهد...مجالم نمی‌دهد...
هنوز قدرت و جرئت دوباره دیدن این فیلم را ندارم.
.....اما نامه. این روزها مدام دارم نامه می نویسم


بازی - ما با قواعد خودتان بازی کردیم. مردانه و منصفانه هم بازی کردیم. شما حتّی تاب قواعد خودتان را هم نداشتید...

برای فردا چه باید کرد؟ - ابتدا سخنی دارم با هواداران احمدی​نژاد که گمان نبرند با آنها دشمن هستیم....

باتوم به دست دیدمت؛ سر جمال زاده! - هی رفیق سابق من! هی مهدی! اول باورم نشد...

ما خشونت نمی خواهیم. رای مان را می خواهیم. حق مدنی مان را می خواهیم - حالا می فهمم چرا آن روزها که کودک بودیم به دستانمان مداد رنگی می دادند که لاله بکشیم...

لاریجانی: شورای نگهبان بی‌طرف نبوده
بیانیه سید محمد خاتمی 31 خرداد 88
بیانیه مهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

موارد زیر را هم بدون لینک می نویسم:
-بازداشت فائزه هاشمی رفسنجانی را پسرش در مصاحبه با بی بی سی تایید کرد.
-درخواستی برای اعتصاب سراسری برای روز سه شنبه از چند منبع روی اینترنت هست که سعی می کنم منابع را پیدا کنم و لینکش را بگذارم.
-ماموران امنیتی، دادستانی، و ارشاد مستقیماً در چاپخانه روزنامه ها مستقر شده اند.
-گوگل ارت برابر خواست کاربران ایرانی عکس های ماهواره ای خود از تهران را به روز کرد.
-در مناطقی مثل بهارستان، انقلاب، ولی عصر تجمعاتی از تظاهرکنندگان به چشم می خورد
-ویدئویی از تظاهراتی در خیابان فرصت شیرازی که مربوط به امروز (یکشنبه) در فیس بوک به اشتراک گذاشته شده
-امروز هم حضور گسترده نیروهای ضد شورش در بعضی نقاط تهران گزارش شده
-حجم عظیم خبر و عکس و فیلم که از داخل ایران توسط کاربران اینترنت (خبرنگاران آماتور) علی رغم مشکلات اینترنت در ایران، بر روی شبکه جهانی گذاشته می شود رسانه های رسمی فرنگی را متعجب کرده. فعلا همه جا صحبت از ایران و ناآرامی هاست)

samedi, juin 20, 2009

بنازم به اون رگ ترک ات! یاشاسین میرحسین

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعههايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديدهاند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميكند، بلكه استحكام ميبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفتهاند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

آخرین اخبار

نقل از فیس بوک: دود غلیظی میدان آزادی را فراگرفته. تمام خیابان های ورودی و خروجی به میدان انقلاب و خیابان آزادی بسته شده و مردمی که از قبل آن جا بوده اند به خانه های اطراف پناه برده اند. خیابان کارگر صحنه درگیری خیابانی و سنگپرانی ست. نیروهای نوجوان بسیج با لباس پلنگی که مسلح به سپر و باتوم هستند در خیابان صادقیه تخلیه شده اند و مشغول درگیری با عابران و تظاهرکنندگان هستند



نامه تازه ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان


اخبار ضد و نقیضی از حضور موسوی حکایت دارد که چون نکته مهمی است تا شواهد دیگری به دست نیاید آن را با قید احتیاط تلقی می کنم. روی هم رفته بوی خوشی از این وضعیت به مشام نمی رسد. تنها اسلحه موسوی و محل اتکا و اهرم فشار او در حال حاضر حضور مردم در خیابان است. البته حضور مسالمت امیز جمعی کثیر. که به علت تحریکات و همچنین تحرکات حکومت فعلاً امکانش منتفی ست . این چیزی که الان می گذرد به نفع هیچ کس نیست. و مسئولش شخص شخیص "رئیس قبیله" است و نطق دیروزش


فیلمی دیگر از وقایع امروز

درگیری!؟

در فیس بوک می نویسند:
خبر از تهران: نیروهای مسلح در تلاش برای متفرق کردن مردمی هستند که از سمت غرب به طرف میدان انقلاب در حرکتند. گویا در میدان انقلاب تیراندازی هوایی, برای متفرق کردن جمعیت, صورت گرفته است

از خوانندگان کسی خبر موثقی دارد؟ از ساکنین غرب تهران کسی اینجا را می خواند؟

الان بی بی سی از وقوع یک انفجار درحرم امام می گوید. همچنین از درگیری در حوالی میدان انقلاب. می گوید از ماشین آب پاش و گاز اشک آور استفاده شده. امیدوارم کار به خونریزی نکشد

نقل از فیس بوک: در منطقه صادقیه ( آریاشهر) در غرب تهران زد و خورد بین ماموران گارد ویژه و مردم صورت گرفته است

فیلمی از درگیری های امروز در تهران



تمام کانالهای خبری معتبر مثل سی ان ان و یورونیوز خبر از پرتاب گاز اشک آور و درگیری های پراکنده و زد و خورد می دهند


فیلمی دیگر از درگیری ها



دوستی در فیس بوک نوشته: "شبکه های تلویزیونی ایران به طرز عجیبی خاطرات انقلاب به خصوص دوران ریاست جمهوری بنی صدر را بررسی می کنند. تمرکز روی شخصیت بنی صدر و جدایی او از روند انقلاب و به تعبیر سیمای جمهوری خیانت او.... بوی خوبی از این داستان نمی آید. به گمانم سناریوی جدید دستگیری یا سر به نیست کردن موسوی ست با اتهام خیانت و همکاری با گروه ها و دولت های بیگانه."



کامنت ها را بخوانید

راهپیمایی شنبه 30 خرداد


چماق داران در خیابان جمالزاده (از طریق فیس بوک)





عکسی از تهران امروز (از طریق فیس بوک)
منبع


من اطلاع دقیق ندارم اما ظاهراً راهپیمایی لغو شده. بیانیه ای از روحانیون مبارز در سایت قلم نیوز منتشر شده. این مطلب رو هم همین الان شراگیم گداشته تو وبلاگش:

"ماشینهای یگان ویژه و نظامی در حال حاضر که ساعت 14 روز شنبه می باشد در حال انتقال گسترده نیروهای بسیجی با لباس شخصی و کلاه کاسکت و باطوم به محلهای تعیین شده هستند...نیروهای یگان ویژه هم در محل حاضرند...الان برای کاری نزدیک میدان انقلاب هستم و گفتم بیایم دیده هایم را از کافی نتی بنویسم و اطلاع رسانی کنم...تمام مغازه های نبش میدان را تعطیل کرده اند و امروز ظاهرا نخواهند گذاشت تجمع مسالمت آمیز به انجام برسد...اگر قصد آمدن دارید آمادگی دفاع از خود و برخوردهای احتمالی را هم داشته باشید."

اما!
این رادیو فرانس انفو می گوید چند دقیقه دیگر با موسوی از طریق تلفن تماس خواهد داشت. منتظرم خبری هم از این طرف حاصل شود تا بنویسم. الان ساعت به وقت تهران دو و بیست دقیقه بعد از طهر شنبه 30 خرداد است


متن اطلاعیه روی قلم نیوز به این صورت است و ساعت خبر هم سیزده و بیست و یک دقیقه امروز:

قلم - مجمع روحانیون مبارز در بیانیه‌ای اعلام کرد که برنامه‌ای برای راهپیمایی در روز شنبه (امروز) نخواهد داشت.

به گزارش قلم‌نیوز، در این بیانیه آمده است: مجمع روحانیون مبارز در اجابت پیشنهاد گسترده مردم درخواست مجوز راهپیمایی برای روز شنبه ‌٣٠/٣/٨٨ کرده بود که با کمال تاسف مراجع ذیربط از صدور مجوز خودداری نمودند. بنابراین مجمع برنامه‌ای جهت راهپیمایی امروز نخواهد داشت.

در ادامه این بیانیه همچنین مسوولیت حفظ امنیت مردم برعهده دولت و مسوولان امنیت کشور دانسته شده است.

مجمع روحانیون مبارز هم‌چنین خاطرنشان کرده است: از همه طرق ممکن برای تامین خواست‌های منطقی و مشروع اقدام خواهیم کرد و همواره خود را در کنار مردم می‌دانیم.
-----------------------------------------------------


سایت قلم نیوز به کلی از دسترس خارج شد. رادیوی اینجا هم فقط اعلامیه پلیس را تکرار می کند که دستور داریم بزنیم و بشدت جلوگیری کنیم. سردمداران و و سازمان دهندگان را هم دستگیر می کنیم
----------------------------------------

سایت روزنامه سایبر مشروطه که ظاهراً مربوط و یا هوادار کروبی است اینطور نوشته:

هم اکنون مهدی کروبی با حضور مجدد درشورای نگهبان خواست خود را مبنی بر ابطال انتخابات و احترام به آرا مردم شریف ایران مجددا اعلام کرد و گفت: من از امروز در تمامی تجمعات مردمی حتما شرکت خواهم کرد. ایشان با تکیه بر آرا مردم و خواست قلبی مردم مبنی بر توضیح شفاف در خصوص انتخابات حضور فعال خود را در میان مردم گوشزد کرد.
---------------------------------------------

چند لحطه پیش رادیو اینجا گفت که حزب اعتماد ملی اعلام داشته که از راهپیمایی مسالمت آمیز امروز صرف نظر کرده است البته این را هم بگویم که اینها ممکن است با مجمع روحانیون را عوضی گرفته باشند
----------------------------------------------

دوستی پیامی گذاشته:
من همين الان از نبش خيابان فلسطين، از پنجره محل كارم شاهد سرازير شدن سيل نيروهاي امنيتي هستم...تمام اطراف خيابان را پر كرده‌اند...گويا با كسي شوخي هم ندارند...اميدوارم امروز با كمترين هزينه ممكن به اتمام رسد
---------------------------------

رادیو از حضور بسیار گسترده پلیس حرف می زند.
مجبورم از خانه بروم بیرون. دسترسی به اینترنت نخواهم داشت یک ساعتی. :-(

vendredi, juin 19, 2009

نبودم اما، سبز می مانم!

نوشته ی مهدی جامی تنها چیزی بود که توانست کسالت عمیق و بی درمانی را که این بعد از ظهر جمعه، پس از شنیدن سخنرانی نماز جمعه، گریبانم را گرفته بود تسکین دهد و کمرنگ کند.
نمی دانم موسوی که به عقیده من چرخ روزگار او را در شرایطی قرارداده که وزنی بیش از توانش بر گرده دارد چه خواهد گفت و چه خواهد کرد. فقط این را می دانم که دیدن این راهپیمایی هایی مسالمت آمیز، به این عظمت و با این ابعاد، آن هم در وضعیت کشوری مثل ایران، و مردمی مثل هموطنان ما، از هرچه آرزو و رویا که در سر داشتم فراتر بود. اینکه من چنین چیزی را به چشم ببینم در باورم نمی گنجید. اما شد. شد. و دیدم!
حالا چه خواهد شد؟ همه چیز به عهده خود مردم، در ایران است و هر حرف اضافه بی مورد. آنها خودشان تصمیم خواهند گرفت چه باید بکنند.
نا امید نیستم. اصلاً نا امید نیستم. ملتی که بتواند تقریبا بدون سازماندهی، بدون ساز و کار، بدون وسیله ارتباط، حق اش را اینطور آرام و با صلابت مطالبه کند. دیگر به هر چبزی قادر است.
چیزی شکسته شده است. دیواری فرو ریخته. این را به تجربه و با تمام وجود حس می کنم

پایان یک رهبر

مهدی جامی:

آقای خامنه ای با سخنرانی خود از ولایت جمهور مردم خارج شد. او دیگر رهبر ایران نیست. او رهبر پاره ای از مردم ایران است که ما باور داریم در اقلیت اند. از امروز ایران رهبران تازه ای به خود خواهد دید. رهبرانی که با مردم خود رابطه ای تازه دارند. این پایان رهبری آقای خامنه ای و آغاز دوره ای است که در آن رهبران نقش بازی خواهند کرد. سخن او دیگر برای ما فصل الخطاب نیست. چون او سخنی از سخنان ما را نمی شنود. سخنی از انچه ما می خواهیم نمی گوید. او با زبان گروهی خاص حرف می زند و نه با زبان جمهور مردم.

آقای خامنه ای امروز نشان داد که تمام تلاش ها برای اینکه او رهبر همه ما باشد شکست خورده است. او سالها ست که راهی دیگر می رود اما امروز بر همه مردمی که به او هنوز امیدی داشتند نشان داد که او رهبر آنها نیست. اقای خامنه ای عملا به اتکای یک بخش از مردم که به نظر او مردم ترند دارد بخش دیگری از مردم را که نمی بیند و نمی خواهد ببیند سرکوب می کند. آقای خامنه ای از 40 میلیون رای دهنده حرف می زند و به آن می بالد اما وقتی پای مردم به میان می آید آنها را که به رئیس جمهور محبوب اش رای نداده اند مردم نمی شمارد.

آقای خامنه ای رهبر ما نیست. از دل ما با خبر نیست. ما را دشمن می پندارد. رئیس جمهوری را که ما بر خلاف نظر او انتخاب کنیم در منگنه می گذارد. برای او رای مهم نیست. وگرنه خاتمی 20 میلیون و 22 میلیون رای داشت. چرا میدان وسیع احمدی نژادی را نداشت؟ چرا مطبوعاتی را که ما مردم راه می اندازیم از دید او پایگاه دشمن اند و باید یک به یک به کوچکترین خطا یا بهانه بسته شوند؟ چرا اگر مردم محترم اند و باید به آنها بالید چون رای به نظام او داده اند رهبران و فرزندان و کوشندگان مردم را یک به یک دستگیر می کند و به زندان می اندازد؟

آقای خامنه ای رهبر گروهی از مردم ما ست. غمی نیست. اما مشکل این است که می خواهد راه بر گروههای دیگر از مردم ببندد تا وارد قدرت و تصمیم گیری نشوند. این را به هزار راه می توان نشان داد. این را مردم حس می کنند. می بینند که قدرت در میان گروه کوچکی دست به دست می شود. بین اغنیای وابسته به آقای خامنه ای. او حتی به رهبران قدیمی انقلاب هم روی خوش نشان نمی دهد چه رسد به ما مردم معترض در خیابان. در دستگاه آقای خامنه ای، به قول ایمایان، مرتضوی ها و شریعتمداری ها و حسینیان ها و محسنی اژه ای ها و جنتی ها و مصباح ها مقرب اند و مقرب تر می شوند (+). در این نظام جایی برای هیچ کس که رای دیگری داشته باشد نیست.

آقای خامنه ای امروز از رهبری همه ما استعفا داد و به رهبری گروه معینی از هواداران اش تنزل کرد. او به آسانی توانست یک اپوزیسیون بزرگ را که بنا به همان آمار رسمی خودشان 13 میلیون نفرند نادیده بگیرد و آنها را تهدید کند. همان کاری که وقتی این اپوزیسیون رای 20 میلیونی هم داشت می کرد. مشکل او این است که می خواهد این جمعیت را نادیده بگیرد و خود را از شر این صداهای مزاحم نجات دهد. او حق خود می داند که بگوید نظرش به رئیس جمهور کنونی نزدیک تر است. این بزرگترین خطای او بود. رهبری که قانون اساسی ما نشان می دهد رهبر این حزب و آن حزب نیست. خودش هم نمی تواند حزب داشته باشد. حق هم ندارد کنار یکی بایستد. این کار او نیست. کار او حفظ نشاط عمومی مردم است و حفظ پیوند آنها با ایران و نظام سیاسی اش. او با ایستادن در کنار احمدی نژاد رسما به اپوزیسیون بزرگ ایران اعلام کرده است که با انها نیست. این پیروزی بزرگی است برای ما. او با زبان خود از ما برائت جسته است. او بروشنی بر احتمال هر نوع دستکاری در انتخابات صحه گذاشته است. آقای خامنه ای اگر رهبر جمهور مردم ایران بود ابطال انتخابات رسوای مدیران اش را می پذیرفت تا وحدت ملی حفظ شود (در رسوایی انتخابات او این یادداشت احمد شیرزاد کفایت می کند). او حتی دولت آشتی ملی را هم نمی پذیرد. از او به عنوان رهبری یاد خواهد شد که مردم را دو شقه کرد و به رهبری خود پایان داد و رئیس قبیله شد.

مشکلی که راه آقای خامنه ای ایجاد می کند این است که چون او طرف دارد و دولت محبوب او هم حاکم است و او با تمام قدرت از آن حمایت می کند راهی برای چرخش دولت و قدرت به صورت قانونی باقی نمی گذارد. حتی اگر 40 میلیون رای دهنده به میدان بیایند او همیشه نامزد مورد علاقه خود را از صندوق در خواهد اورد. درک این مساله همه مسائل را دگرگون خواهد کرد.

آقای خامنه ای می گوید راه قانونی برای اعتراض باز است اما در چنین سیاستی کدام قانون معتبر می ماند؟ همه ما می دانیم که از زمان ریاست جمهوری خاتمی قانون در ایران به بازی زبانی نهادهای انتصابی تبدیل شده است. آری اگر قانون قوی بود و داد مردم می ستاند راهها دیگر بود. اما وقتی همه مجریان قانون عوامل خود رهبر اند و راهی برای دیگران در ساختار قدرت نیست چکونه می توان به چنین قانونی اعتماد داشت؟ و اگر قانون معتبر بود چرا اصلا خود او آن را اجرا نکرده است و پیش از طی مراحل قانونی انتخابات را تایید کرده است؟

قانون روی کاغذ قانون نیست. قانون با مجریان اش قانون است. وقتی مجری فاسد العقیده است و در همه مسیرهای قانونی سنگ می اندازد و هر چه خواست از قانون تفسیر می کند و همه را هم به دلیل پیروی از دستور آقا توجیه می کند چه امیدی به آن قانون می توان داشت؟ ایشان الان بر اساس کدام قانون صدها نفر را بازداشت کرده است؟ بر اساس کدام قانون اعتراض میلیونها نفر را نادیده می گیرد و به آن بی اعتنایی می کند و مهر تایید بر انتخابات می زند؟

صد سال است در ایران از عهد مشروطه به بعد همه می گوییم که رهبر مملکت نباید حکومت کند. باید اجازه دهد نخست وزیر کار کند. یا در این سی ساله رئیس جمهور. آنچه امروز اتفاق افتاد نشان داد که این ایده چقدر بنیادین است. خطر رهبری که به یک سمت گرایش پیدا کند بسیار بزرگ است. همان خطری که امروز ایران با آن روبرو شده است. به زبان آن سه رهبر ملی (سحابی و یزدی و حاج سیدجوادی) که به مردم نامه نوشتند (+) بر اساس تمام معیارها این رهبر از عدالت ساقط شده است. این رهبر دیگر رهبر نیست.

از این پس چه خواهد شد؟ من بی گمان ام که آن اپوزیسیون بزرگ مردم ایران در برابر این شیوه از سیاست و مدیریت راه خود را ادامه خواهد داد. تا رهبر ملی تازه ای پیدا کند که می تواند به ملت فکر کند. به ایران برای همه ایرانیان فکر کند. رهبری که جمعیت های بزرگ را نادیده نمی گیرد و جمعیت های کوچک را بر انها مسلط نمی سازد.

موسوی و کروبی چه خواهند کرد؟ آنها رهبران مشروع اپوزیسیونی هستند که به احمدی نژادیسم رای نداده است. و امروز معلوم شد که به رهبر هم رای نداده است! تقصیر کسی هم نیست. این نتیجه خطای خامنه ای است که سرنوشت خود را به احمدی نژاد گره زده است. این ظرفیت میلیونی بزرگی است که یا موسوی و کروبی قدر آن را می شناسند و رهبری آن را بر عهده می گیرند یا اگر از تهدیدها عقب نشستند دیگرانی به میدان خواهند آمد و این وظیفه را بر دوش خواهند گرفت کسانی که ترک ترس گفته اند و به ولایت ترس گردن نمی نهند. اما قدر مسلم این نیروی عظیم بی رهبر نخواهد ماند و از راه نیز نخواهد ماند. عصر رهبری خامنه ای به پایان رسیده است ناچار رهبران تازه ای رخ خواهند نمود.

لغو راهپیمایی جمعه (حزب اعتماد ملی)

ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعیه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آمیز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در میدان انقلاب موکول شد.

متن اطلاعیه به شرح زیر می باشد

به دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند


منبع: سایت حزب اعتماد ملی

jeudi, juin 18, 2009

سری دوم از عکس های توپخانه










منبع

چند تصویر از اجتماع مسالمت آمیز توپخانه













منبع

mercredi, juin 17, 2009

ما ایرانیم. پیگیر و نجیب، سبز و زخمی!

این مطلب وبلاگ آلوچه خانم را دوستی در فیس بوک به اشتراک گذاشته شده بود. از آن هاست که از سر درد نوشته شده. چرا پنهان کنم که اشک در چشمانم جمع شد از خواندنش!؟ از دل برآمده لاجرم بر دل نشیند....
بخشی از آن را دستچین کردم


می خواهم از این بهت بیرون بیایم . از این یاس. می خواهم سعی کنم نگاه کنم بدون هیجان و بدون تعصب. و فکر کنم. امروز این را که می نویسم خطرش بازداشت است به شیوه آدم ربایی. شعار که می دهم خطرش گلوله است از دو متری. سبز که می پوشم خطرش باتوم و چاقو است بدون هشدار. پس اگر این ها را که می گویم نقد می کنی و می خندی، لااقل تکیه نده به صندلیت. لااقل لیوانت را زمین بگذار و صاف بنشین. به احترام خونها و جانهایی که کنارمان ریخته و رفته.

ما می جنگیم روبروی دروغ. روبروی ابتذال. روبروی قانون شکنی. روبروی تعصب کور. دختر جوان محجبه کنار دست من. مرد کراوات زده روبرو. زن خانه دار پشت سر. پیرمرد مومنی که هم صحبتم شده میان جمعیت و اشک می ریزد و ذکر می گوید و نفرین می کند ظالم را. او الان بهترین هم صف من است. من این قدر از سیاست می فهمم که وقتی پشت پیشرویی می ایستم تا آخر پشتش را خالی نکنم. موسوی هر چه بوده، هر چه هست یا کروبی یا حتی برادر محسن پاسدار، امروز بیشتر کنار منند تا تو ، رفیق تحریمی بی خاصیت. تو برخلاف همه ادعاهای بزرگت کوچکتر از آنی که حتی کنار دست بچه های کوچک سر کوچه جرات حس کردن این همدلی را از نزدیک داشته باشی. و تو چقدر شبیه آن تفنگ به دست قایم شده پشت پنجره فحش می دهی. و چقدر شبیه دوربین خاموش رسانه قدرت. شما چقدر شبیه همید. جنگ ما جنگ دین و بی دینی نیست. جنگ منطق و بی منطقی است.

ما صدها هزار نفر از کنار بزرگترین مرکز بسیج خیابان آزادی آن روز گذشتیم. فضای بازش پر از لباس شخصی و گارد و پلیس بود. ما زنجیر سبز درست کردیم روبروی این ستاد. نگذاشتیم کسی نزدیک شود، توهین کند، تحریک کند. شعار همدلی دادیم. وقتی رفتیم پلیس و بسیجی را به آغوش کشیدیم و گفتیم که جنگ نداریم. آنها هم گفتند. آقای پلیس حواسش نبود. چشم می گرداند و می گفت پسر خودم هم انگار این جا است. می دانم آن که غروب آتش کشید به مردم او نبود که در آغوش من بود و آن که آتش زد ساختمان را ما نبودیم. این شمایید که می خواهید مملکت را به آتش بکشید. شمای این طرف و شمای آن طرف.

و شما رفقای هم صدای ناامید. آزادی هزینه دارد. خون می خواهد. ما که نخواستیم خون کنیم. پس ناامید نشویم. پشیمان نشویم از کاری که کردیم. اگر میرحسین بی دردسر آمده بود امروز صدایمان را دنیا می شنید؟ امروز این همه با هم بودیم؟ ناامید نباشید. نترسید. به هیچ وجه اسیر خشونت نشوید. کینه را سر مخالف نریزید. آرام باشید. از درگیری و آشوب فاصله بگیرید و به کسی که پشتش ایستاده اید اعتماد کنید. او اولین کسی است که میدان را خالی نکرده. بگذارید این هم صدایی به جایی برسد. ما تا همین جا هم برنده ایم. مواظب خودتان و سلامتتان باشید. ما آرامش را پس می گیریم. مثل حق مان. مثل پرچممان. شاید بخندید. اما هنوز می گویم. اندکی صبر... سحر نزدیک است. من شش سال پژوهشگری کرده ام. می دانم کم است. اما باور کنید کافی است. ما حتی اگر سرکوبمان کنند زنجیری را شکسته ایم و آغوشی را یافته ایم.

گفته بودم راضیم که جای انگشتم بر گلوی ابتذال بنشید و خسته اش کنم. چرا ناراضی باشم حالا که جای انگشتم بر پیشانیش رسوای عالمش کرده و نفسش را بریده ام. مرا می توان سرکوب کرد، اما کاری که کرده ام را نه. می ماند تا ابد. تا ایران هست. ما ممکن است بشکنیم، اما ممکن نیست سر خم کنیم یا خشونت کنیم. ما ایرانیم. پیگیر و نجیب و سبز و زخمی.


اصل مطلب به صورت کامل اینجاست
اینجا هم احتیاطاً کپی کردم

ضمناً الان تلویزیون بی بی سی گفت ابراهیم یزدی را که در بیمارستان پارس بستری بوده روی تخت بیمارستان بازداشت کردند.


سه تا مطلب هم کپی کردم:
درخواست مشترک خاتمی و موسوی از رئیس قوه قضاییه
مجمع روحانیون درخواست مجوز راهپیمایی کرد
چهارشنبه 27 خرداد در تهران چه گذشت

بيانيه گروه کثيری از اهالی هنر و فرهنگ کشور

به نام خدا

جمعه بيست و دوم خرداد روز با شکوهی بود . همه بودند . آنها که هميشه می آمدند و آنها که هرگز نيامده بودند. همه محترم بودند. هيچکس خس نبود ، خاشاک نبود .
جمعه بيست و دوم خرداد روز نمايش اعتماد، آگاهی و عقلانيت ملت و درک صحيح مردم از ارادة دردست گرفتن سرنوشت خويش بود .
۱- جامعة هنری ايران همپای اين جريان تاريخی ، پيشگام حرکت سرنوشت ساز انتخابات رياست جمهوری دهم شد و در بستر سازی اين اعتماد عمومی ، به سهم خود تلاش کرد.
۲- متاًسفانه در هنگامة تجلی اين ارادة ملی ، جريانهای شناخته شده ای با سوءاستفاده از امکانات ملی و دولتی به کارگردانی آرا و مديريت آن پرداختند و در يک اقدام ويرانگر تاريخی ، ضربة مهلکی به حقوق مدنی مردم وارد کردند و عملاً بخش گسترده ای از جامعة ايران را در آستانة خروج از دايرة اعتماد به نظام قرار دادند.
۳- در شرايطی که بسياری از نخبگان سياسی و فرهنگی کشور به همراه بخش عظيمی از ملت ، در صحت انتخابات دچار تشکيک شده اند ، متاسفانه رسانه ملی ايران به جای بستر سازی برای رفع نگرانی ها و اعتراضات و تلاش جهت شفاف سازی واقعيت ها ، همچنان از مواضع و ادبياتی دور از شان اين ملت بزرگ استفاده می کند.

جامعة هنری و فرهنگی ايران همگام با خواست و ارادة عمومی ملت که در راهپيمايی ميليونی آنها تجلی يافته و در اظهارات نامزدهای معترض منعکس شده است، از تمامی مراجع قانونی و مذهبی درخواست می کند ، نقش پناه مردم را در اين شرايط خطير ايفا کنند و برای اعادة حقوق از دست رفتة ملت و بازسازی بنای ويران شدة عدالت اجتماعی ، اقدام کنند.
اين جامعة هنری و فرهنگی همچنين از نيروهای نظامی و انتظامی درخواست می کند با خويشتن داری و پرهيز از خشونت ، تصويری جوانمردانه و در خور ملت محترم ايران را نزد جهانيان ، به نمايش گذارند .

امضا کنندگان :
عزت اله انتظامی – محمد احصايی – سيروس الوند – بيژن امکانيان - صابر ابر - محمد آلادپوش - فرح اصولی - امير اثباتی- پگاه آهنگرانی- ويشکا آسايش - محمد احمدی- حميد اسکندری- محمد رضا اعلامی- حميد امجد- پرويز آبنار - ژيلا ايپکچی- اهورا ايمان- بابک اطمينان – محمد اطبايی – هوشنگ آزادی ور – علی اسدی - مصطفی احمدی – طاهره ايبد- شهرام اقبال زاده- سميرا اسکندر فر – ايمان افسريان– پويا آريانپور– آيدا اطبايی – ثميلا امير ابراهيمی – عليرضا احدی - اريکا ابراهيمی قاجار – کيان اولاد وطن - رخشان بنی اعتماد - ساعد باقری- مرضيه برومند- مهدی بزرگمهر- بيتا بهشتيان- شهرزادبهشتيان- عليرضا بزدوده- امير حسين بياتی- مجيد برزگر- رضا بهار انگيز – معصومه بختياری – امير حسين بيرجندی – رضا بهرامی نژاد – هاله باستانی – کامبوزيا پرتوی- کيومرث پوراحمد- جعفر پناهی - مانی پتگر - حميد پورآذری- سعيد پور اسماعيلی - پرويز تناولی- هديه تهرانی– فرهاد توحيدی- پريسا تنضيقی–امير توده روستا– ژينوس تقی زاده– شيده تامی- بهمن جلالی - رعنا جوادی - ليلا حاتمی – ابراهيم حقيقی - محمد حسين حقيقی - محمد علی حسين نژاد- منيژه حکمت - شاپور حاتمی – رضا حائری – محمد حقيقت – منصوره حسينی – وحيد حکيم – سعيد حدادی پژمان حبيبيان – محمد حدادی – علی حدادی – اکبر حدادی- حسين خسرو جردی- فردين خلعتبری- مصطفی خرقه پوش - اشکان خطيبی – نگار جواهريان – مامک خادم – واحد خاکدان – فرزين خسرو شاهی – خسرو خسروی - سيف الله داد- احمد رضا درويش - ابوالحسن داودی- محمد رضا درويشی - بهرام دهقانی- مصطفی دره باغی – مرتضی دره باغی – محسن صادقيان - عليرضا رئيسيان- شادمهر راستين- داود رشيدی - فاطمه راکعی- محمد رحمانيان- ليلی رشيدی- امير شهاب رضويان - محمد رضايی راد- امير راد – مامک رادمان – شيوا رشيديان– نادر رضايی- حامد رشتيان – عميد راشدی – مهشيد رحيم تبريزی – ناصر رفاهی – بهاره رهنما - حسين زمان – مريلا زارعی – ارد زند - جمال ساداتيان- حسام الدين سراج- عليرضا سميع آذر - سعيد سهيلی- محمد علی سجادی - علی اصغر سيد آبادی- حميد سعيدی – سحر سلحشور – محمد علی سعيدی - مرتضی شايسته- پرويز شهبازی- عليرضا شجاع نوری - سعيد شهرام – مهوش شيخ الاسلامی – مسعود شامحمدی - فرهاد مهرانفر – غزل شاکری - کورش شيشه گران – رزيتا شرف جهان – مهدی شکيب – سعيد شهلا پور - افسانه شعبان نژاد علی اکبر صادقی - حبيب اله صادقی- مهرداد صديقی- پروين صفری - هاجر صمدی – بهرنگ صمدزادگان – حامد صحيحی – منير صحی – سعيد صديق - فرشته طائرپور- طناز طباطبائی– محمد مهدی طباطبايی - نيما طباطبايی – کيانوش عياری - حسين عليزاده – افشين علا – فريدون عمو زاده خليلی – تقی عليقلی زاده - اميرعابدی - قدرت الله عاقلی- ساقی عطائی- بهرام عظيم پور – مجيد عاشقی – سميرا عليخان زاده - محمد عاشقی - اصغر فرهادی – داريوش فرهنگ - حميد فرخ نژاد- شبنم فرشادجو- محمد فرشته نژاد- فرشاد فزونی- فرهاد فزونی- شهاب فتوحی – بيتا فياضی – گلناز فتحی – رعنا فرنود- يعقوب عمامه پيچ - آتوسا قلمفرسايی – مهدی قربان پور - حميد رضا قليچ خانی – نيلوفر قادری نژاد - پرويز کيمياوی - عبد الجبار کاکايی- مسعود کرامتی - مهدی کرم پور- باران کوثری- پيروز کلانتری – بهمن کيارستمی – ميترا کاويان – تورج کيانی – ميترا کارآگاه – رضا کاظمی – کيوان کيانی - ليلی گلستان - احمد رضا گرشاسبی- افسانه گيويان – باربد گلشيری - نيلوفر لاری پور- محمد حسين لطيفی- داريوش مهرجويی - محسن مخملباف- مرضيه مشکينی - سميرا مخملباف- حنا مخملباف- فاطمه معتمد آريا – مستانه مهاجر - منوچهر محمدی - سهيل محمودی- علی مصفا بيژن ميرباقری – تورج منصوری – فرزاد موتمن - آزاده مدنی- سهراب مدنی- حسن معجونی- کسری معظمی- محمد رضا مويينی- نازنين مفخم- مازيار ميری- مهران ملکوتی– مرضيه محبوب - مسيح منصوری- مهسا محب علی – حسن معجونی – احمد مهرانفر - کسری معظمی – بيوک ملکی - منوچهر معتبر – احمد مرشد لو – شهرام مکری – محمد رضا مقدسيان – معصومه مظفری – محمد حسين ماهر – علا محسنی – منوچهر مشيری – جلال متولی – محمد حسين مهدوی سعيدی – ماکان محمدی – مجتبی ميرطهماسب – رايکا ميلانيان – حميد رضا مرادی - محمد علی نجفی- مهتاب نصير پور- پريوش نظريه - نشاط نوذری- حميد نعمت اله – توکا نيستانی - مريم نراقی – وحيد نيکخواه آزاد- فريبا نباتی – رضا نامی – طوفان نهان قدرتی – پيمان نهان قدرتی – ليلا نقد پری – امين نورانی – محمد نصيری – ماجد نيسی – آرزو نيکپور - علی واجد سميعی - احمد وکيلی – ايمان وزيری - ضياء هاشمی- افشين هاشمی- کارن همايون فر- مهسا محب علی- محبوبه هنريان – تبسم هاشمی - فرشته يمينی شريف - سيد رضا يک رنگيان

منبع



شجریان در راهپیمایی دوشنبه



پیام جدید موسوی (کپی شده از سایت کلمه)

بسم الله الرحمن الرحیم

لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما

ملت شریف ایران

تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق صیانت از رایتان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت اصحاب دروغ را آنچنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخوردهای سبعانه به کام دوستداران ایران عزیز تلخ کنند. اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه در کشتار مردمی که صرفا خواستار احقاق حق خود هستند لازم می دانم نکاتی را درباره این رخداد و تحولات مربوط به آن به آگاهی ملت برسانم:

1- همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن براساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخابات پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست مارسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانکها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین، عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است.

2- دولت با همکاری سازمان صدا و سیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد؛ غافل از آنکه اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج، بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند. موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران خوش آمد نمی گوید.

3- دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردمی ندارند و با توهم این که سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.

4- اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده های این عزیزان همدردی و همراهی کرده اند سپاسگذاری می کنم و این سنت حسنه را بر آمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.

میرحسین موسوی



یکی دو ساعت پیش هم پیام زیر از طریق همین سایت پخش شد:

بسمه تعالی

ملت شریف ایران

همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.

میرحسین موسوی


.

mardi, juin 16, 2009

پیشنهاد مهاجرانی

می تونه جالب باشه اما به نظرم برای عملی شدن نیاز به عواملی داره که خیلی فراهم نیست. بعد هم باید دید تا جمعه وضعیت چطور خواهد بود. حالا البته باداباد ! ما که داریم شهید راه اطلاع رسانی می شیم، اینم روش !!

"...دستگیری ابطحی نشانه ای است که موج دستگیری ها فراتر از این هم خواهد رفت. پیداست نظام می خواهد با مشت آهنین صدای مردم را خاموش کند. این صدا را چگونه باید به گوش نظام رسانید ک بخواهد و بتواند این صدا را گوش کند.
به نظرم همان جمعیت میلیونی که در راهپیمایی صدای سکوت در روز دوشنبه ایران و جهان را تکان داد؛ اگر بخشی از آن هم در نماز جمعه شرکت کند و با صدای بلند بخواهد که رایش پس داده شود، نمی توانند نماز جمعه را سرکوب کنند یا مثل گذشته نماز گزاران را کتک بزنند.
نماز جمعه فرصتی است، که رهبری نظام صدای مردم را مستقیما بشنود... بگذاریم یک بار هم که شده صفوف نماز جمعه رکورد تازه ای پیدا کند..."
منبع


نظر شما چیست؟ نفعش به ریسکش می ارزد؟ منظورم شنیدن آقا نیست. خوشبختانه این "خطر" اصلا وجود ندارد. مقصودم جلوه ظاهری قضیه است

پیام موسوی (کپی شده از سایت قلم نیوز)

متن اطلاعیه ستاد میرحسین درباره اعلام راهپیمایی امروز/مردم در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند
قلم - ستاد میرحسین موسوی در اطلاعیه ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از همه مردم درخواست کرد که در دام درگیری های طراحی شده قرار نگیرند.
به گزارش قلم نیوز، متن اطلاعیه بسیار مهم و فوری ستاد میرحسین موسوی به این شرح است: بسمه تعالی متن کامل اطلاعیه ستاد مهندس میرحسین موسوی در خصوص اعلام راهپیمایی امروز به قرار مسموع در راهپیمایی دیروز از سوی برخی افراد و به صورت خودجوش، برگزاری یک راهپیمایی در ساعت 17 امروز از میدان ولیعصر به سمت جام جم اعلام شده است. این ستاد به آگاهی عموم می‌رساند، آقای مهندس میرحسین موسوی در این راهپیمایی حضور نخواهند داشت. از مردم عزیز مجدداً درخواست می‌گردد که در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند. جمعیتها و احزاب حامی آقای مهندس موسوی در تلاشند تا با استناد به اصل 27 قانون ا ساسی مبنی بر آزادی اجتماعات به منظور برگزاری تجمع موج سبز در اعتراض به تخلفات انتخاباتی و برخوردهای خشونت آمیز و شهادت تعدادی از هموطنان ما مجوز لازم را اخذ کنند. از آنجا که با توجه به محدودیتهای شدید رسانه‌ای که دولت حاکم ایجاد کرده است، امکان اطلاع‌رسانی مناسب و به موقع از طرف ستاد وجود ندارد، مسئولیت عواقب این وضعیت که نقش اطلاع‌رسانی رسانه‌های بیگانه و پی‌آمدهای آن را تقویت می‌کند به عهده دولت حاکم است. ضمنا آقای مهندس موسوی آمادگی خویش را برای حضور در برنامه‌های مستقیم تلویزیونی برای بیان مواضع خود در خصوص انتخابات و وقایع پس از آن اعلام داشته‌اند.

lundi, juin 15, 2009

حماقت احمدی نژاد مسری است!

عیناً همان بی تدبیری که در چهارسال گذشته بر قوه مجریه مملکت حاکم بوده است الان در سطوح بالاتر حکومت برای برخورد با "بحران" حاضر دیده می‌شود. حکومت کور و کر شده. تکلیف کسی که عمداً نمی خواهد ببیند و بشنود هم روشن است.
یکی از دوستان در فیس بوک نوشته است:

"اگر حاکمیت تقلب نمی کرد ، موسوی نه تنها ضرری برایش نداشت بلکه حضورش همه سود بود و مشروعیت و اقتدار سنگینی را به حکومت میداد و هرگز موسوی کاری بیش از خاتمی نمیتوانست انجام دهد، اما حالا قدرتی رها شده که در هیچ یک از انتخابات پیش رو نه دیگر میتوان نظارت استصوابی را سد راه مردم کرد و نه هیچ منتخبی از ظرفیت این قدرت تازه دست برخواهد داشت و اما در مورد این انتخابات ،هیچ راهی جز ابطال انتخابات معقول و به صرفه حکام نیست."

حقیقتی است واقعاً. هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهمم چه عواملی باعث شد که آن آقای کودتاچی چنین تصمیمی بگیرد؟ چه در مخیله‌اش می‌گذشت که تصور کرد اولاً این کار عملی ست و ثانیاً به نفع او خواهد بود؟ جز اینکه بگویم با کسی که چشم دارد و نمی خواهد ببیند و گوش دارد اما نمی خواهد بشنود سخن از "تدبیر" بیهوده است.

باز هم تکرار می‌کنم که هر ساعتی که می‌گذرد خروج از این بن بست برای رهبر این حکومت دشوارتر خواهد شد. کار به کجا خواهد رسید خدا می داند.

این رو هم بگم که این شعار به من خیلی چسبید:
خس و خاشاك تويي...دشمن اين خاك تويي
آدم سبک می شود وقتی این را با خودش تکرار می کند

عکس هایی از راهپیمایی 25 خرداد



پاسخی برای آقای خامنه ای
پایان حکومت ترس














اخبار راهپیمایی امروز

اخبار راهپیمایی امروز


آخرین اخبار

نه جناب آقای خاتمی، دیگر نه!

رئیس جمهور سابق بیانیه ای داده اند که دو سه جمله اش قابل توجه است:

... من مصمم بودم در اجتماع مسالمت آمیز امروز شما شرکت کنم و با شما سخن بگویم و اعتراض عملی خود را نسبت به جفایی که در حق مردم و انقلاب می شود اعلام دارم. ولی بر اساس اطلاعیه جناب آقای موسوی دریافتم که برخلاف مصلحت نظام و حق شما، اجازه این اجتماع را نداده اند.
حضور شاداب و پرنشاط شما با روشهای مسالمت آمیز حق شما است که آن را رعایت کرده اید و توصیه می کنم که همچنان رعایت کنید و از چارچوب قانون خارج نشوید و آرامش و متانت خود را حفظ کنید تا بهانه به دست بدخواهان و خشونت جویانی که می خواهند اعتراض مسالمت آمیز شما را دیگرگونه جلوه دهند نیافتد.
جمهوری اسلامی از ما است و اگر اعتراض هست این است که شاهد روشها و سیاستهایی هستیم که به اصل نظام که محور آن مردم اند لطمه می زند.

آقای خاتمی، من از علاقه‌مندان قدیم شما هستم و هنوز هم کم و بیش به علل بسیاری که اینجا جای گفتنش نیست ارادتم به جای خود باقی ست. به همین خاطر، با کمال احترام به شخصیت جنابعالی توجه شما را به این نکته جلب می کنم که این بار همه ی مشکل همین جاست! جمهوری اسلامی دیگر از ما نیست!! این احساسی ست که به حق که به همه دست داده. اگر منتظر اجازه برای راهپیمایی هستید این اجازه را به شما و آقای موسوی نخواهند داد. چگونه می شود از منبعی که خود به قصد و با نقشه قبلی مسبب این اوضاع ست انتظار داشت که به قانون عمل کند؟ چطور چنین توقعی دارید؟ درست است، برای اینکه بهانه ندهید شاید نفس "تقاضای مجوز" محملی داشته باشد اما واقعیات را که نباید ندیده گرفت. سخت است می دانم. مدیریت این وضعیت مشکل است. اما یک بار دیگر از خودتان بپرسید چگونه به اینجا کشید کار. با کمال وقاحت و بدون پرده پوشی های معمول سیاسی این بار به راستی و با شدت تمام توی دهن ملتی زده اند. او را به دام کشیده و به ریشش خندیده اند و وقتی به آرامی گفته است چرا؟ با باتوم به جانش افتاده اند و به صغیر و کبیر و زن و مرد رحم نکرده اند. این فیلم هایی را که با صعوبت بسیار و خطر را به جان خریدن، تهیه می شود و نحوه تعامل همین "جمهوری اسلامی" را با "ما" به نمایش می گذارد دیده اید؟ همین ها که ما غربتی ها را این روزها اشک در چشم و بغض در گلو پای مونیتور میخکوب کرده تماشا کرده اید؟ ما آنجا نیستیم ما باتوم نمی خوریم. شرف و حیثیت ما مورد توهین قرار نمی گیرد اما نمی دانم چرا دردش علی رغم بعد مسافت اینطور با رگ و ریشه حس می شود!

نه جناب آقای خاتمی. جمهوری اسلامی اگر هم روزی "از ما" بود امروز "بر ما"ست. این را حتی خوشبین ترین ها هم دیگر "ناچار" دریافته‌اند. با کودتای 22 خرداد "چیز"ی در رابطه ی این ملت و حکومت شکسته شد. این رابطه دیگر هیچگاه مانند پیش از آن نخواهد بود. آن ها که صدای این شکستن را نشنیده باشند، خود دیگر ناچار شنیده نخواهند شد.
این را، آنجا که پای شما درمیان است، با تاسف مضاعف و عمیق عرض می کنم.




اصل بیانیه اینجاست

dimanche, juin 14, 2009

میر حسین موسوی رئیس جمهور منتخب ایران است


و اگر با هوشیاری عمل کند این احتمال هنوز وجود دارد که پستی را که آرای ملت به او تفویض کرده اشغال کند. ملت هم به هوشیاری در این لحظات نیاز دارد. مملکت ما، جامعه ما، رئیس جمهور منتخب ما از ساز و کار لازم برای مدیریت این بحران بی بهره است متاسفانه. لذا هر قدمی که هر کس بر می دارد باید با تفکر و رعایت همه جوانب و صرفاً معطوف به رسیدن به این هدف باشد. نشاندن میر حسین موسوی بر کرسی ریاست جمهوری.
موضع اخیر کروبی در مورد اینکه احمدی نژاد را رئیس جمهور نمی داند در همین جهت به کار می‌آید. رعایت عدم خشونت در حضور خیابانی از طرف مردم در همین جهت می‌تواند عمل کند. اتکای به جا و به موقع به حضور مردم از طرف موسوی و استفاده عاقلانه از این وزنه همسو با همین خواسته است. فعالیت در جلب توجه بین‌المللی به مخدوش بودن این انتخابات می تواند در این مورد نقش مهمی داشته باشد (کار ساده‌ای نیست البته اما به نظر می�رسد تا حال بخوبی عمل کرده این سیاست). و...و...و...

آقای خامنه‌ای اشتباه مهلکی کرد و برخلاف ظاهر امر، به عقیده من، در بن بستی قرار گرفته که دیوارهای آن شاید حالا خیلی قابل لمس نباشد اما وجود دارد. پیدا کردن راهی برای خروج از این بن بست، هر ساعتی که می گذرد برای او دشوارتر خواهد شد. البته به شرطی که این دیوارها را رویت کرده باشد و گرنه که هیچ.

من به میر حسین موسوی رای ندادم. شخصاً هم از ایشان خوشم نمی‌آید. جایی هم نوشتم و اشاره‌ای هم کردم که چرا اما همانجا هم نوشتم که انتخاب او را در شرایط فعلی در جهت منافع کشور می دانم. بنابراین با اجازه مقام معظم رهبری حالا که ایشان دستشان بند است، به سهم خودم حکم رئیس جمهور را تنفیذ می کنم!

راهپیمایی فردا

"همچنان که به خوبی می‌شود فهمید وجدان عمومی جامعه این نتیجه را نپذیرفته است. به همین دلیل مهندس موسوی فردا ساعت 4 بعد از ظهر در مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی درخواست مجوز برای راهپیمایی کرده که امیدواریم همه شرکت کنیم."

بخشی از مطلبی تحت عنوان
"دستگیری‌های دیشب، بیانیه‌ها و راهکارها در راه است"
نوشته محمد علی ابطحی

کودتاچی !



کاریکاتور منتشره در الشرق الاوسط

گزارشی از وضعیت تهران

ديشب تا بامداد فضاي نيمه شمالي تهران متشنج بود. ماشينها بوق زنان در خيابانها مي‌چرخيدند. خبر درگيري‌ها در مركز شهر به اندازه كافي پخش شده و تكرار نمي‌كنم. اما در محلات شمال و شمال غرب شهر مردم در گروه هاي متعدد در خيابانها ايستاده و پارچه‌هاي سبز تكان مي‌دادند. در برخي محلات (مثلا حوالي ميدان سرو) بسياري از مردم روي بام‌ها شعار مرگ بر ديكتاتور مي‌دادند. دست‌كم دو مورد در سعادت‌آباد حمله به ستادهاي احمدي‌نژاد را شخصا ديدم. همچنين شنيده‌ام در برخي محلات غرب تهران درگيري و آتش زدن برخي اماكن و وسايل عمومي وجود داشته‌است.

در همين حين تعداد زيادي از فعالان سياسي بازداشت شده‌اند. بسياري از اعضاي جبهه مشاركت مانند ....

اصل مطلب در اینجا

samedi, juin 13, 2009

به کجا کشید کار...









عکس ها از اکانت نیوشا بقراطی (فیس بوک)

عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید / مهاجرانی

دوستی زنگ زد. صدایش می لرزید. بغضش ترکید. نتوانست رسا حرف بزند. اصرار داشت در یک جمله بگویم در ایران، در وطنمان چه اتفاقی افتاده است؟. گفتم، رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم...

کل مطلب مهاجرانی اینجاست

خامنه ای سرنوشت خود را به سرنوشت احمدی نژاد گره زد

اول از همه اینکه رفتار آقای خامنه ای واقعا عجیب است. او به جای اینکه صبر کند انتخابات روند معمول خود را طی کند، شکایتها دریافت شود و انتخابات شهر به شهر تایید شود و بعد پیام بدهد منتظر نمانده است و با بیانیه خود راه را بر هر نوع شکایت قانونی که حق نامزدها ست بسته است. یعنی آقای خامنه ای دیگر رعایت ظواهر قانونی را هم لازم نمی بیند چون بیم آن دارد که اگر دخالت نکند مسئولانش قافیه را ببازند. آقای خامنه ای می توانست بدون تایید انتخابات که کار شورای نگهبان است هر پیامی می خواهد بدهد و اجازه دهد که قانون روند خود را طی کند و در موقع لازم پیام جشن و سرور صادر کند. آقای خامنه ای به این ترتیب سرنوشت خود را به سرنوشت احمدی نژاد گره زده است.

کل مطلب خواندنی مهدی جامی را اینجا بخوانید

بازداشت خانگی موسوی

برخی منابع خبر از بازداشت تعداد نامعلومی از اعضای مرکزيت جبهه مشارکت از جمله محسن ميردامادی دبيرکل اين حزب، زهرا مجردی، محمدرضا خاتمی و همسرش؛ محسن امين زاده، سعيد شريعتی، زهره آغاجری و انتقال آن ها به مکان نامعلومی خبر داده‌اند.

خبر حمله به جبهه مشارکت صد در صد تاييد گرديد و دفتر حزب هم بسته شده است. بر روی در آن نوشته شده "اين مکان تا اطلاع ثانوی تعطيل است".

از سوی ديگر طبق يک خبر موثق بهزاد نبوی در خانه خود دستگير شد و شنيده شده مصطفی تاج زاده و عبدالله رمضان زاده نيز بازداشت شده اند.

به گفته منابع خبری، ميرحسين موسوی مردم را تنها نگذاشته اما توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در خانه خود حبس شده است و هيچ گونه دسترسی به خارج از خانه خود ندارد.

باز هم خبر می رسد احمد زيدآبادی دبيرکل سازمان ادوار تحکيم وحدت در ساعت ۱۰ شب در مقابل منزل خود بازداشت شد.

اصل خبر

آشوب در تهران




عکس‌های نیما از محدوده تخت طاووس و عباس آباد تهران که لحظاتی پیش گرفته شده است.

چه تیتری؟ چه عنوانی؟ قساوت!




عکس های جدید از ناآرامی های تهران

تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"


منبع