الحق !
ديروز عصر سری به مدرسهی "کوچيکه" زدم که کارنامهاش رو بگيرم. همينطور که توي راهرو ايستاده بودم و با آشنائي گپ میزدم، چشمم خورد به تابلوی مقوائی بزرگي شبيه يه روزنامه ديواری که بچه ها درست میکنن. تنها که شدم و در انتظار نوبتم قدم میزدم ، نزديکتر رفتم ديدم از اينهاست که بچه ها راجع به موضوع خاصی کار میکنند و چيزی مینويسند. موضوع، "حقوق کودکان" بود. و آنچه را که آموزش ديده بودند بصورت نقاشیهای کوچکی که زيرش "حق" مربوطه هم نوشته شده بود روی مقوا چسبانده بودند:
من حق دارم نظر خودم رو داشته باشم و اون رو بيان کنم
من حق دارم در آرامش و صلح زندگي کنم
من حق دارم يک خانواده داشته باشم
من حق دارم به اندازهي گرسنگیام (نيازم) چيزي بخورم
من حق دارم به مدرسه بروم
من حق دارم که مثل يک بزرگسال کار نکنم
من حق دارم که در مقابل بدرفتاری تحت محافظت قرار بگيرم
صحبت بچههای زير دوازده سال است ها. روي تابلوی بغلش هم شاگردان کلاس (باز هم البته مزين به گل و منگل) نوشته بودند که کدام يک از اين حقوق رو بيشتر ترجيح میدن يا به تعبيری مهمتر میدونن. از دوازده نفري که روي اين تابلو اظهار نظر کرده بودن يک نفر حق مدرسه رفتن رو مهم دونسته بود و يک نفر هم روی حق گرسنه نماندن تاکيد کرده بود، اما 9 نفر، حق داشتن خانواده را مهمترين و اساسیترين حق يک کودک میدونستن! يک نفر هم از خودش حقی اختراع کرده بود که در چهارچوب حقوق تعيين شده از طرف اداره آموزش و پرورش نمیگنجيد! مرقوم فرموده بود:
من حق دارم بازی کنم، بخندم، و رويا داشته باشم!
و همينطور در پاسخ به اين سئوال که آيا همهی بچههای دنيا در صلح و آرامش زندگی میکنند؟ سابرينا نوشته بود: "نه، چون در بعضی کشورها جنگ هست" و کلوتيلد هم نوشته بود: " نه، همهي بچه های دنيا نه! چون فلانی و فلانی من رو میزنن و مسخره میکنن"
به فکر افتادم اگر همين سئوال رو در کشور مالی از بچه ها بپرسن، کدوم حق رو مهمتر و بنيادیتر تشخيص میدن؟ فرض رو بر اين بگذاريم البته که اصلاً متوجه سئوال میشن! يا مثلاً در کشور خودمون تلقي بچهها چی هست. هيچ نتيجهگيری عجيب و غريبی هم نمیخوام از اين مطلب بکنم ها. فقط از روی کنجکاوی بنظرم رسيد. اينجا هم نوشتم محض مزيد استحضار!
اين سايت هم يک مجلهی اينترنتیست، کار بچههای سال آخر يک مدرسهی راهنمائي که محض خالی نبودن عريضه لينکش را اينجا میگذارم.
برچسبها: واقعنی

12 نظر:
این پیام توسط یک مدیر وبلاگ حذف شده است.
جرأت داري تو ايران اين سئوال رو مطرح کن، مي دوني جوابش چيه؟؟ "بچه غلط مي کنه که حق داشته باشه"
حتما اینو شنیدین که در چهارتا کشور یا قاره نظر مردم را در باره گرانی نان می پرسند.
راستی راستش من از نوشته هاتون شما رو سی تا سی و پنج ساله تصور می کردم. برقرار باشین
کاش ازمابزرگترها هم این سوال را می پرسیدند. شاید می گفتیم: "حق بازگشت به کودکی"
آقا درضمن این "کل من علیها فان" خیلی "فان" بود! البته فان اینوری نه اونوری!
اگر تو ايران كسي حقي داشت من به شما جايزه ميدم.ما ايراني ها فقط حق نفس كشيدن داريم.
http://china.persianblog.com
آقاي احمدي نژاد فرمودند مردم ايران ازادانه تو خيابون راه ميرن.بابا حق و حقوق از اين بيشتر.
من حق دارم که سرم توی کار خودم باشد
من حق دارم که بچه رو چه به این حرفا؟
من حق دارم که چرا به بزرگترت "احترام" نمیگذاری
من حق دارم که اقا معلم با ترکه
من حق دارم که آقا مدیر سرم هوار بکشد
من حق دارم که شهروند درجه چند باشم؟
آشپزباشی جان از اين حق و حقوقها اينجا خبری نيست اما جديدا توی مدارس به بچهها ميگن از والدينتون بخواهيد به حقوق کودکان احترام بگذارن ٬ بدون هيچ توضيحی درباره اینکه چه حقی چه کشکی چه پشمی ٬ و بچهها هم با کوچکترين مخالفت يا تنبيهی که از طرف والدين مواجهه شوند فورا اين جمله را عين پتک ميکوبند تو سر پدر و مادر . من خودم روزانه شاهد اين پتکهای برادرزاده و خواهرزادههايم هستم که مثلا نخوردن شير را يک حق ميدانند و ماماناشون نبايد به اونها اصرار کنند شير بخورند وگرنه به مدير مدرسه ميگن که به حقوقشون تجاوز شده !
اين نوشته بدجور تكانم داد! فكر مي كردم كه فقط توي كتابها تئوري وار خوانده باشم ولي روي ديوار يك مدرسه چنين چيزي مثل پتكي بود روي مغزم. چقدررررررررررررررررر جالب بود.
آمار وبلاگم را بالا بردی خداوند عمرت را دراز کناد
daadash ye sari be man bezan kar dadam dastet
Agha jan , bebakhshid oun peygham ghabli ro nadid begir, tazeh fahmidam ke shoma ghablan sahm khodet ro neveshti. kholaseh bebakhshid
ارسال يک نظر
لطفاً دربارهی یادداشت بنویسید. برای موضوعات نامربوط (!)، از فرم تماس استفاده کنید (ابتدای ستون سمت راست وبلاگ). نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد
اشتراک در نظرات پيام [Atom]
<< صفحه اصلی