آشپزباشی


Thursday، December 21، 2006

بازی يلدا

راستش وقتی لينکش را در "چاپ دوم!" گذاشتم فکر نمی‌کردم آتش اين قضيه به اين سرعت دامن من را هم بگيرد اما خوب حالا که از بالا دستور رسيده اين چار کلام را هم من سر قلم می‌روم:

يک ـ در سراسر دوران کودکی و نوجوانی و جوانی، در ميان فاميل نزديک به "گنه گنه" مشهور بودم از فرط خوش‌اخلاقی! اما حالا که پا به سن گذاشته‌ام رعايتم را می‌کنند البته و وقتی"ذکر خيرم" می‌شود، می‌گويند بابا اين همونه که وقتی بچه بود بهش می‌گفتن "گنه گنه"!

دو ـ به راحتی و با کمال ميل هفتاد و دو ساعت را با نان و پنير و گوجه، (يا گردو، يا زيتون، يا کاهو...) سر می‌کنم. بنده هم حوصله‌ي آشپزی اصلا ندارم و فقط سه نوع غذا بلدم درست کنم: سوپ بال مرغ، کله گنجشکی، کباب ديگی.

سه ـ از گردو خاک و پرز و کرکی که روی وسائل خونه می‌شينه عاجزم. اگر عيال منع نکنه روزی يکی دوبار همه جا را جاروبرقی می‌کشم. الانش هم با وجود نهی از منکر ايشون انجام اين وظيفه توی خونه به عهده‌ي بنده‌ است و يک روز در ميون...و البته غرولندش را هم به جان و دل خريدارم. بهتون گفته بودم که ده دوازده سال بعد از ازدواج دوباره من و زنم عاشق هم شديم؟ به جان عزيزتان!...اونهم چه عشقی!...آقا يه شب...

چهار ـ در دوران تحصيل دبستان و دبيرستان کتاب‌های سال بعد را تابستان قبلش می‌خواندم. همينطوری. خوشم می‌آمد. بخصوص تاریخ، جغرافی...و حافظه‌ی خوبی هم داشتم که متاسفانه به کل از دست رفته! و بدبختی از اين بزرگ‌تر نيست که آدم حافظه‌اش رو از دست بده

پنج ـ هنوز باورم نيست که سه سال ديگه پنجاه سالم تموم میشه. پنجاه سال! نيم قرن!...شوخی نيست ها. راستش در حلقه‌ي دوستان و آشنايان هميشه خودم را سی و يکی دو ساله حس می‌کنم. بر عکس با غريبه‌ها و در محيط کاری از شصت و پنج هم بالاتر می‌زنم! در کار، جدی و مقررانی هستم. ببريد خيرش را ببينيد!
اما في‌الواقع بايد اعتراف کنم که در اون لحظات نادری از زندگي که چشم حقيقت‌بين آدم به مدت چند ثانيه باز می‌شود، خودم رو آدم هشلهف و مهملی می‌بينم. تعارف نداریم که! البته قرار بود چيزهائی رو بگم که شما ازش خبر ندارین اما اين يکی از دستم در رفت!

خوب اين از مشارکت در بازی. می‌ماند کادوی شب يلدا که آن هم از حسن سليقه‌ي کامران استفاده می‌کنم و از آن سوی ديوار تقديم حضور می‌کنم. اميدوارم اين ترانه برای شما هم خاطرات خوبی رو زنده کنه.
ناگفته نماند اين وسط، شلوارمان هم جر خورد! بس که اين ديوارها را بلند و مرتفع می‌سازند اين روزها...

خوب! پنج نفر بعدی کی‌ها باشند خوبه؟! ...آهان:
يکيش همين آن‌سوی ديوار (انتقام شلوارمان را بگيريم لااقل!) و بعد هم، لانگ شات ، و...ناصر غياثی و....آليس در شگفت‌زار و...سايه.
انشالله روي ما را هم زمين نمی‌اندازند حضرات. اصلاً روی ما که نيست روي سلمان ابوالبشر است! اولين وبلاگنويس فارسی زبان! چطور رويتان مي‌شود!؟

شب يلدای همگی خوش

برچسبها:

----------------------------------------------------------------------

10 نظر:

در 21/12/06 16:20, Anonymous ميلاد گفت...

تو نوشته هاتونم سي و يكي دو ساله به نظر مي رسيد
شب يلداي خوبي داشته باشيد

 
در 21/12/06 16:24, Anonymous ناصر غیاثی گفت...

اطاعت امر. اما همین امشب نمی توانم. قرار است که جشن بگیریم، نه این که بشینیم پای کامپیوتر. فردا. هندوانه که می خورید، جای مرا هم خالی کنید.

 
در 21/12/06 17:16, Blogger کامران گفت...

من حاضرم دو دست کت شلوار برای شما بخرم ولی از این چیزها ننویسم. دست دوم تمیز باشه که اشکالی نداره؟

 
در 21/12/06 22:44, Anonymous آبنوس گفت...

آشپزباشي جان شب يلداي شما هم خوش باشه. سن از 40 كه رد شد ديگه 3,2,1,....9 مونده تا 50 نداره قربونت. بايد حالي را خوش بود :)

 
در 21/12/06 22:52, Anonymous آبنوس گفت...

قربان اين كامنت قبلي قمر در عقرب شد. انشالله كه متوجه شده باشيد 9 بعد از 3 مي آيد, و بعد مونده تا پنجاه ..... الي آخر

 
در 22/12/06 00:02, Anonymous ناشناس گفت...

خیلی خیلی جالب بوداین 5 تا نکته

 
در 22/12/06 06:25, Anonymous علی رادبوی گفت...

ببريد خيرش را ببينيد!
تیکه های با حالی داری که کلی خندیدم. دمت گرم وشب یلدای ات خوش باد.

 
در 22/12/06 16:04, Anonymous حسين شكر بيگي گفت...

سلام

 
در 23/12/06 19:58, Anonymous saghand گفت...

درود بر شما از خواندن اين پستتان لذت بردم ..ايام به كام

 
در 26/12/06 01:27, Blogger z8un گفت...

همیشه از خوندن مطالبت لذت می‌برم. این‌دفعه که علیحده بود:)))

 

ارسال يک نظر

لطفاً درباره‌ی یادداشت بنویسید. برای موضوعات نامربوط (!)، از فرم تماس استفاده کنید (ابتدای ستون سمت راست وبلاگ). نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد

اشتراک در نظرات پيام [Atom]

<< صفحه اصلی




Google

Free counter and web stats

Powered by Blogger

اشتراک در
پیامها [Atom]

online