عدم درک متقابل
عيال هم ...ببخشيد! منظورم همان بانوست. يا خانم همسر، يا همسربانو يا...ولي نه! هيچکس "عيال" آدم نميشود! بعله عيال هم عيالهاي قديم! يک ساعته که دارم براش توضيح ميدم که قربانت گردم، من "دوتاک سردار" هستم و چون ما با هم قرارداد "پادخشاییها زنیه" داريم بنابراين بيترديد شما هم "شاهزن" هستيد. حالا براي اينکه به آيين نياکان وفادار مانده باشيم و با حفظ سنن اجدادمان، پيوند بين ما قوام بگيرد و قولاسيون بيلاتقل يا همان بايلَترال ريليشنشيپ مان مستحکمتر شود، بنده بايد بگردم يکي دو سه تا "چاکرزن" پيدا کنم تا هم خدمت شما را بکنند و هم آن دم آخري که شما هزار جور گرفتاري داري، عندالاقتضاء، آب تربتي، شربت سکنجبيني، "چيزي" حلق ما بريزند!
اما چه فايده که متوجه نميشود. همين کلمهي "سردار" را دست گرفته و ريسه ميرود و هي ميگويد سردار! سردارمهارت خان!... و از خنده نفسش بند ميآيد.
اصلاً خودتان بخوانيد ببينيد بنده بد حرفي ميزنم؟ بد غلطي ميکنم؟!

<< صفحه اصلی