باز اين چه شورش است....از اون لحاظ البته!

مثل هميشه حقيقت چند وجه دارد. و باز طبق معمول وجوهي از آن هم آشکار نيست. يا لااقل در حال حاضر قابل رويت نيست. اينکه سارکوزي ميگويد مشکل ناشي از طرز عمل من يا مثلاً نوع گفتار من در فلان مصاحبه تلويزيوني نيست بلکه ريشه در سياستهاي مصادر امور، اعم از چپ و راست، در سي سال گذشته دارد که محصولش را حالا درو ميکنيم بخشي از حقيقت است. چپ ها که او (و دولت) را متهم ميکنند که در ناآراميهاي اخير به کاربرد زور بيشتر رغبت نشان داده تا استفاده از ديالوگ و گفتگو، قسمتي ديگر از حقيقت را بيان ميکنند. و همينطور جامعه شناساني که از شکاف و "شکستگي جامعه" حرف ميزنند و بر تبعيض و نابرابري که فرانسويان آفريقائي يا عرب تبار در تمام مراحل زندگي لمس ميکنند انگشت ميگذارند. و همچنين اقتصادداناني که راه حل مشکل را بطورعمده در ايجاد اشتغال بويژه براي جوانان (که در بعضي مناطق شهري مهاجر نشين نرخ بيکاريشان از چهل درصد هم فزونتر است) ميبينند. و آناني که با توجه به روند امور و حضور و زندگي در محل، نقش باندهاي کوچک و بزرگ متشکل از جوانان خلافکار را در گسترش اينچنيني خشونتها قابل توجه ميدانند. تصويري که در کل از اين ناآراميها در برابر آدم شکل ميگيرد ملغمهاي از همهي اين هاست.
اما خوشبختانه در اين مملکت (برخلاف بعضي ممالک ديگر!) وقتي گرهاي در کار پديد ميآيد تمام همت شان را مصروف اين نميکنند که رويش را بپوشانند و سرشان را در برف فروکنند. هستند اشخاصي که از زواياي مختلف قضيه را نگاه کنند و نظراتشان را در سطوح مختلف رسانههاي گروهي مطرح کنند. سيستم (بد يا خوب) امکان و اجازه چنين کاري را فراهم ميکند. و اگر مثلاً آدم کم اطلاعي چون من وقت بگذارد و اين هفته پاي تلويزيون و راديو بنشيند و ميزگردهائي را که در اين باب تشکيل خواهد شد دنبال کند، قطعاً شناخت جامعتر و عميقتري از جامعهاي که در آن زندگي ميکند بدست خواهد آورد و جوابي هرچند ناقص و ناکافي براي سئوالاتش مييابد.
البته در عين حال نبايد فراموش کرد که متاسفانه در اين مملکت هم (درست مانند بعضي ممالک ديگر!) منافع احزاب و دستجات سياسي و نزديکي انتخابات که مکانيزم دستيابي به قدرت است به راحتي ميتواند در اتخاذ مواضع تاثير بگذارد و چون مانعي در روند جستجوي واقيعات و يافتن راه حلها عمل کند.
ميخواستم شرح مختصري از ماوقع را تا انجا که شنيدهام و ديدهام اينجا بنويسم و همچنين ترجمه يکي دو مقاله درمورد بررسي علل ناآراميهاي شهري هفتهي گذشته اما حجم اطلاعات نوشتاري و ديداري و شنيداري که اين روزها از در و ديوار سرازير است آنقدر هست که با اين Pauvre connaissance du français موفق به بلعيدن ده درصدش هم نميشوم و وقت کم ميآورم. از طرفي هم دم و دستگاه انفورماتيکمان هم دچار اغتشاش شده و روزي شونصد بار به کلي "قفل" ميکند مجبورم از پايين خاموشش کنم! (که البته دور از ادب است و کار پسنديدهاي نيست) و بيشتر وقتي را که پاي دستگاه ميگذرانم به رفع عيب و ويروس کشي و تورجان خفه کني و قتل و کشتار و اين قبيل مسائل ميگذرد.اما سعي ميکنم اين وسطها اگر فرصتي دست داد ترجمه ان مقالات را تمام کنم و اينجا بگذارم.
تصوير بالا از تظاهرات مسالمتآميز و راهپيمائي آرام امروز صبح در حومه شمال شرقي پاريس گرفته شده که طي آن ساکنان محل ضمن محکوم کردن خشونت ها خواستار گفتگو و بازگشت آرامش هستند. بنده خداها ده شب است که خواب راحت نکردهاند. آه راستي ضمن گشت و گذار اين يکي دوروزه، برخوردم به "کتابشناسي خشونت و شهرنشيني" که منباب خالي نبودن عريضه در طبق اخلاص تقديم ميشود شايد روزي بکار کسي بيايد. چند تائي عکس هم اينجاست

0 نظر:
ارسال يک نظر
لطفاً دربارهی یادداشت بنویسید. برای موضوعات نامربوط (!)، از فرم تماس استفاده کنید (ابتدای ستون سمت راست وبلاگ). نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد
اشتراک در نظرات پيام [Atom]
<< صفحه اصلی