vendredi, mars 19, 2004


خوب... سال 82 هم تمام شد.
آغاز سال نو را به همه ي دوستاني که متاسفانه(!) اينجا صرف وقت مي کنن تبريک مي گم و از ته دلم براشون شادي و خوشي و تندرستي آرزو مي کنم. امسال تنبلي و تا حدودي گرفتاري مجال نداد که براي کسي کارت تبريک بفرستم. البته يکي دو جا پيشاپيش رفتم عيد ديدني و تو نظرخواهي عرض ارادت کردم. بهر حال همين جا قلم عفو بکشيد اگر رسم ابراز ادب آنطور که بايد رعايت نشد. مخصوصاً رفقائي که ما را به نامه و کارت نواختند.
مي دانم که دلتنگي که ليلاي ليلي ازش حرف مي زنه کم و بيش براي اغلب اينور آبي ها خصوصاً اينجور مواقع پيش مياد و بقول معروف سرريز مي کنه اما چاره چيست ...بايد آويخت به هر بهانه اي که براي شاد بودن و رفع اين دلتنگي در دسترس هست. لااقل اين چند روز. احتمالاً بلکه قطعاً روزگار براي تمامي ماه ها و هفته هاي سال یعد، غم و غصه و گرفتاري بقدر کافي ذخيره کرده...به همه هم مي رسه نگران نباشيد..... بهر صورت نو شدن طبيعت غنيمت است و مي بايست دريافت.
تکيه بر ايام نيست تا دگر آيد بهار!
نوروزتان پيروز